بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘حسين زمان’

از دعای کمیل سیاسی تا حسین زمان!

۶ آبان ۱۳۸۸ ۸۸ دیدگاه

حتما خبر دستگیری عده‌ای از اصلاح طلبان را در مراسم دعای کمیل شنیده‌اید. حرف و حدیث‌های زیادی بعد از این مساله به وجود آمده است. عده‌ای اعتراض کردند که چرا به دعای کمیل ما حمله کردید و چرا چشم دیدن دعا خواندن ما را ندارید و عده‌ای هم در مقابل گفتند که این مراسم دعا بهانه‌ای بود برای برنامه‌های سیاسی و …

خانم محتشمی پور همسر مصطفی تاج‌زاده هم در واکنش به این مساله گفته است:«گفته شده است که این دستگیری‌ها به دستور و با حکم دادستان بوده و اعلام کردند که این جلسه دعای کمیل نبوده بلکه جلسه‌ای برای برنامه‌ریزی توطئه برای سیزده آبان بوده است. نکته جالب اینجاست که هنگامی ماموران به این مراسم دعا حمله کردند که چراغ‌ها خاموش بوده و دعا به نقطه اوج خود رسیده بود و با ذکر یا غیاث المستغیثین، حاضران در حال بیان حاجات خود و ویژه دعا برای آزادی زندانیان سیاسی بودند!!» این جمله آخری خانم محتشمی، خود نشان دهنده این است که به هر حال دعای کمیل آنها کمی تا قسمتی سیاسی هم بوده! البته من اعتراضی ندارم، دعا برای آزادی زندانیان چیز بدی نیست.

با شنیدن این ماجرا، یاد خاطره‌ای از دعای کمیل حسین زمان در سالهای اصلاحات افتادم. در یکی از آن مراسم‌ها، حسین زمان در حال مداحی و قرائت دعا بود که ناگهان وسط دعای کمیل، یاد روزنامه‌های توقیف شده‌ی اصلاحات ‌افتاد و از«یا غیاث المستغیثین» رسید به اینجا که برای آزادی و رفع توقیف هر چه زودتر آن روزنامه‌ها هم دعا کرد!

خداوکیلی قصد توهین به هیچ کس را در این پست نداشتم. فقط یک دفعه یاد خاطره‌ی دعای کمیل سیاسی اصلاح‌طلبان در آن سالها افتادم که اینجا بهترین وقت ممکن برای تعریف کردن آن بود!

راستی حالا که به خانم محتشمی‌پور اشاره کردم، بد نیست یک نگاهی هم به وبلاگ این خانم بیندازیم و از ادبیات جالب ایشان بهره‌مند شویم! بلاتشبیه، آدم با خواندن بیانیه‌ها و اطلاعیه‌ها و لحن نوشته‌های این جماعت، یاد اطلاعیه‌های گروهک‌های ضدانقلاب مثل چریک‌های فدایی و مجاهدین خلق و کوموله و کومونیست‌ها می‌افتد که دائما از استبداد رژیم آخوندی و دیکتاتوری و … ناله می‌کردند.

یک چیز دیگر، من نمی‌دانم این تناقضات اصلاح طلبان کی قرار است تمام شود؟ آنها دائما طرف مقابل خودشان را متهم می‌کنند که وقایع امروز مملکت را به صدر اسلام و دوران امام علی تشبیه می‌کنند، آن وقت خودشان دست راستی‌ها را از پشت بسته‌اند. اینجا را به نقل از وبلاگ خانم محتشمی‌پور بخوانید:

«متأسفیم که می‌بینیم اگر زینب کبری(س) پس از حادثه خونبار کربلا به اسارت رفت و در کاخ یزید در برابر او و سپاهش به یزید تاخت و خطبه تاریخی‌اش را خواند اما یزیدیان حق فریاد و اعتراض را از او نگرفتند اما امروز در ایران همسران و فرزندان اسرای اصلاحات که برای تسلای خویش گرد هم می آیند تا با دعای کمیل که یادگار امام علی (َع) است به درگاه خداوند و اهل بیت او متوسل شوند مورد هجوم ماموران امنیتی قرار می گیرند و به اسارت می روند! »

البته خانم محتشمی پور در بیان چنین اظهاراتی مسبوق به سابقه هستند و قبلا هم خودشان را به حضرت زینب تشبیه کرده بودند! نه تنها خود، که خاتمی را هم به حسین زمان تشبیه کرده بود. البته منظور خانم محتشمی، تشبیه خاتمی به  امام حسین بود نه آقای حسین زمان خواننده! :

«حسین زمان! برای احیای دین جدت قیام کن و برای احیای انقلابی که پدرت روح الله خمینی رهبری کرد. تو نشستن را مپسند ما هم زینب‌وار پشتیبانیت می‌کنیم و آمده‌ایم برای بیعت برای تجدید پیمان و محکم کردن میثاق‌ها

لینک مرتبط: درخواست زنان از حسین زمان برای قیام!

درخواست زنان از حسین زمان برای قیام!

۹ بهمن ۱۳۸۷ ۱۵ دیدگاه

این مطلب طنز است، لطفا جدی نگیرید!

گزارشی از همایش سراسری «زنان عضو دفتر بانوان خانه‌دار سابقا شاغل عضو جبهه مشارکت سراسر کشور!»

حدود ساعت ۱۲ تقریبا همه آمده بودند و «حسین زمان» هم آمد پایین و برنامه شروع شد. خانم شجاعی از طرف جمع تشکر کرد برای وقتی که در اختیار قرار گرفته بود و از حاضرین خواست تا خود را معرفی کنند. ترکیب جالبی بود از زنان مدیر و سیاسی از سراسر کشور. فرماندار سابق و بخشدار سابق و شهردار سابق و معاون وزیر سابق و مدیرکل سابق و … (که همگی به برکت دولت احمدی نژاد، به زنان خانه‌دار تبدیل شده بودند!)

آذر منصوری رشته کلام را به دست گرفت و با اشاره به وضعیت نابهنجار کشور گفت: ما آمده‌ایم اعلام نگرانی کنیم برای ایران، برای انقلاب، برای پایمال شدن خون شهیدان، برای آینده فرزندانمان و از همه مهمتر برای آینده شغلی خودمان! آمده‌ایم به نمایندگی از نیمی از جامعه که بگوییم بیایید، چون مردم «حسین زمان» را می‌خواهند و نگران گردبادند!!!

خانم خوش‌خلق سیما کاندیدای مجلس هشتم با توجه به حوزه تخصصی خود در ارتباط با فجایعی که در بخش کشاورزی اتفاق افتاده و با ابراز نگرانی شدید گفت: ما با همه توان و تخصصمان پشت سر شماییم و جان ناقابلمان! ارزانی وجود شماست تا بیایید و کشاورزی ما را نجات دهید!

گلدسته نماینده زنان اصلاح‌طلب گلستان با تقدیم چند شاخه گل نرگس از طرف زنان اصلاح‌طلب گفت: ما نماینده زنانی هستیم که در زمان شما در نهادهای مدنی فعال شدند و هویت یافتند و کمترین مشکل را در خانواده‌ها دارند و آمده‌ایم بگوییم به تعهد خود که فدا کردن جان در راه ایران است، عمل کنید. (ضمنا ما دیگر حال و حوصله خانه‌دار بودن را نداریم. ما می‌خواهیم به فرمانداری و بخشداری و شهرداری سابق خودمان برگردیم!)

آخرین نفر نماینده زنان اصلاح طلب لرستان بود که با «حسین زمان» از رسم لرها گفت که در غائله های بزرگ که دعواها سخت ادامه دارد (و کار به اسلحه و تیر و تفنگ می‌کشد) زنان بزرگ را می‌برند تا به حرمت آنان غائله ختم شود. این خانم اصلاح‌طلب، سپس به عنوان یک زن بزرگ لر از «حسین زمان» خواست حالا که دعواها سخت ادامه دارد، به مادربزرگ احترام بگذارد و بیاید و از پشتیبانی لرها مطمئن باشد!

حالا نوبت «حسین زمان» بود که سخن بگوید. او که هر وقت گروهی برای خواندنش به عرصه انتخابات می‌آیند و می‌گویند و می‌سرایند و پافشاری می‌کنند، کمردرد مزمنش عود می‌کند و لابد قلب مهربانش تیر می‌کشد و سرش به درد می‌آید و دلش برای این که همه دلواپسی‌های مردم کشورش و همه دغدغه‌های کوچک و بزرگ آنان و نگرانی‌هایشان یکباره به قلب مهربان او منتقل می‌شود و به همه وجودش هجوم می‌آورد و در عوض خلوص و صفا و صداقت مردمش او را به وجد می‌آورد. آنگاه این مرد بارانی می‌شکفد و طنازی می‌کند!

«حسین زمان» اصرار و سماجت‌ها را که می‌بیند و غصه‌ها و دغدغه‌ها را برای عوض شدن فضای سنگین جلسه، می‌گوید «رفته گل بچینه!!» و زنان می‌گویند تا بله نگیریم نمی‌رویم! ما مادران ایرانیم . دلمان برای بچه‌‌هایمان فرزندان ایران این روزها سخت می‌تپد و این سینه انگار می‌خواهد شکافته شود.

در این لحظه زنان می‌گویند: «حسین زمان! برای احیای دین جدت قیام کن و برای احیای انقلابی که پدرت روح الله خمینی رهبری کرد. تو نشستن را مپسند ما هم زینب‌وار پشتیبانیت می‌کنیم و آمده‌ایم برای بیعت برای تجدید پیمان و محکم کردن میثاق‌ها.»

«حسین زمان» به زنان اهل فضل و دانش که از سراسر کشور به دیدنش آمده‌اند، سلام و خیرمقدم می‌گوید. می‌گوید که از سیاست و سیاست‌مداران که در جهان امروز اهل تقلب و زور و تزویر و دروغند، دلخوشی ندارد اما در عین حال از سیاست بدش هم نمی‌آید. می‌گوید در بد دوره‌ای هستیم. دوره‌ای که حتی از اسم «حسین زمان» هم سو‌ءاستفاده می‌کنند!

«حسین زمان» از دغدغه هایش گفت و گفت و گفت و من چقدر دلم تنگ شده بود برای ترانه‌های زیبایش. اما مسافر بودم و ناگزیر از ترک جلسه.

چند ساعت بعد در هواپیما تیم هندبال که برای مسابقه دوستانه به بیروت می‌آمدند، یک توپ هندبال به سمت من پرتاب کردند  و من از خواب بیدار شدم. پرسیدند حالا می‌آید؟ گفتم کی؟ گفتند «حسین زمان»؟ گفتم شاید بیاید. پایم که به بیروت رسید، همین سوال را مکرر شنیدم و با تعجب گفتم شاید هم نیاید!

این نوشته برداشتی آزاد بود از مطلب خانم فخرالسادات محتشمی پور (همسر محترم آقای تاج‌زاده)

چند نکته بی‌ربط:

  1. این «حسین زمان» با آن «حسین زمان» که خواننده است، فرق دارد!
  2. این حسین زمان فن طنازی را هم خوب می‌داند!
  3. جای خانم لیلا حاتمی هم در این جلسه خیلی خالی بود!
  4. ناخودآگاه یاد خانم هیلاری کلینتون می‌افتم که در روزهای تبلیغات انتخابات آمریکا، رقبایش به او اعتراض می‌کردند که چرا از احساسات زنانه برای پیروزی در انتخابات سو‌ءاستفاده می‌کند؟ خانم هیلاری هم همیشه اشکهایش را پاک می‌کرد و می‌گفت:«شما هنوز مادر نشده‌اید!»
  5. هیچکس را نباید با شهید رجایی مقایسه کرد!
  6. از موارد بالا نتیجه می‌گیریم که احمدی‌ نژاد پوپولیست است و دولت نهم هم از احساسات مردم خیلی سو‌استفاده می‌کند!