بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘خاتمي’

۱۲ اسفند روز خوب پیروزی

۱۳ اسفند ۱۳۹۰ ۲۶۴ دیدگاه

انتخابات مجلس تمام شد و مردم ایران مثل همیشه دوستانشان را خوشحال و دشمنان را ناامید و مایوس کردند. حضور مردم را در انتخابات ۱۲ اسفند، می‌توان از جهات مختلف (هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی) بررسی کرد. این اولین انتخابات بعد از انتخابات سال ۸۸ و فتنه و حوادث بعد از آن بود. طبعا خیلی‌ها منتظر بودند تا رفتار مردم را ببینند و درباره تصمیم و رفتار آنها (حضور و یا عدم حضور، مشارکت خوب یا پایین) قضاوت کنند.

پیام‌های خارجی حضور مردم ایران کاملا روشن است. از مدتها پیش سیاست اصلی رسانه‌های مخالف، تاکید بر تحریم انتخابات، نشان دادن آینده‌ای مبهم و تاریک و القاء یاس و ناامیدی به جامعه بود به این امید که شاید بتوانند تا حدامکان مشارکت مردمی را پایین بیاورند.

در مطلب قبلی هم نوشتم که انتخابات ساده‌ترین راه محاسبه‌ی رفتار سیاسی مردم است. مخصوصا برای کشور ما که حضور مردم به دقت مورد تجزیه و تحلیل دستگاه‌ها و موسسات مختلف خارجی قرار می‌گیرد. پس مشارکت خوب پیام روشنی برای همه دشمنان ملت ایران دارد. مخصوصا در این روزها که چند کشور غربی دنبال تحریم و فشار علیه ایران هستند.

مردم نشان دادند که علی رغم همه مشکلات، همچنان امیدوارند و در فرایند تصمیم گیری مشارکت فعال دارند. همچنین عملا جواب تبلیغات رسانه‌های رنگارنگ و کاملا هماهنگ ضدانقلاب را درباره تحریم انتخابات دادند و موجب آشفتگی محاسبات غربیها درباره نوع رابطه مردم با حکومت شدند.

البته مطمئنا نتیجه‌ی محاسبات و مشاهدات دشمنان از انتخابات ایران، بر زبان آنها جاری نمی‌شود. یعنی نباید انتظار داشته باشیم که مثلا دولت آمریکا و انگلیس بیایند و به حضور مردم ایران در انتخابات اعتراف کنند. ماجرا وقتی وخیم‌تر می‌شود که عده‌ای از «به ظاهر هم‌وطنان ما» فهم و درکشان از جامعه خودشان در حد هیلاری کلینتون و ویلیام هیگ است. دو حالت وجود دارد. یا اینکه می‌فهمند اما به روی خودشان نمی‌آورند و یا واقعا نمی‌فهمند!

خوشا به حال کسی که اگر نمی‌تواند علنا به حضور مردم اعتراف کند، لااقل در خلوت خود به این حقیقت اذعان دارد و بدا به حال کسی که حتی در خلوت هم، در رویاهایش غرق است و از مشارکت ۲۰ تا ۳۰ درصدی مردم می‌گوید!

ساکنان پاریس و لندن ناتوانند از درک معنای حضور خواهر و برادرِ سنیِ کردستانی و مرد و زن شیعه‌ی ایلامی، پای صندوق‌های رای، آن هم در بدترین شرایط جوی و زیر برف! اینان ناتوانند از فهم علت حضور پیرزنان و پیرمردهای سالخورده‌ در انتخابات. پریشانند از حضور نوعروسان و تازه دامادها در حوزه‌های رای گیری. سرگردانند از حضور دوباره آن ۱۳ میلیون! گیج و مبهوتند از حضور غیرتمندانه‌ی دختران و پسرانی با ظاهر متفاوت.

دقیقا به همین علت است که این جماعتِ «طرفدار آزادی عقیده و آزادی حجاب و آزادی پوشش و آزادی خیلی چیزهای دیگر!» وقتی این چهره‌های متفاوت را در راهپیمایی ها و انتخابات می‌بینند، ناجوانمردانه شروع می‌کنند به توهین و اهانت و فحاشی. یکی را به خاطر ریش و چفیه، یکی را هم به خاطر موهای از روسری بیرون آمده!

به هرحال امیدی به شفای این بیماران نیست و چندان نباید آنها را جدی گرفت. این چند خط هم به خاطر این است که یادمان باشد چه کسی چه حرفی را زد؟ خوب است این جماعت هزارچهره لااقل مثل مرد سر حرفشان بیاستند و فردا و پس فردا یک دفعه ادعا نکنند که حضور آنها باعث رونق انتخابات شده است!

اما از نظر داخلی هم انتخابات ۱۲ اسفند پیام‌ها و پیادمدهای خوبی داشت. شاید مهمترین پیام حضور مردم، خطاب به آنهایی باشد که اگرچه رسما و علنا بحث تحریم را مطرح نکردند اما بدشان نمی‌آمد که مشارکت مردم پایین باشد! این آدمها باید در نوع نگاهشان به مردم تجدیدنظر کنند و دست از طلبکاری بردارند.

حضور آقای سید محمد خاتمی و برخی از اصلاح طلبان در انتخابات پدیده مبارکی بود. البته تحلیل های مختلفی در این خصوص وجود دارد. خوش‌بینانه ترین حالت این است که آقای خاتمی بالاخره بین اصلاح‌طلبی و فتنه گری، اولی را انتخاب کرد و مرزش را مشخص کرد. بدترین حالت این است که خاتمی وقتی متوجه مشارکت مردم شد، فقط خواست خودش را نجات بدهد. به هرحال سیاست یعنی تصمیم در لحظات مختلف. من علی رغم همه اختلافات جدی و اصولی که با آقای خاتمی دارم، از نفس حضورش خوشحالم.

به نظر من ۱۲ اسفند می‌تواند آغاز علنی شدن اختلافات جدی خاتمی با طیف افراطی اصلاح طلبان و فتنه گران باشد. کاش برای یک بار هم که شده، خاتمی و اصلاح طلبان به اشتباهات گذشته خود اعتراف کنند (مخصوصا حالا که دارند توهین‌های جماعت اپوزیسیون و دوستان سابق خود را می‌بینند) و قبول کنند که این مردم همان مردمی هستند که دوم خرداد را آفریدند، ولی تا ابد منتظر اصلاح طلبان نمی‌مانند! این روزها فشارهای روانی و تبلیغاتی علیه خاتمی و اصلاح طلبان معتدل زیاد است. هر اتفاقی ممکن است در روزهای آینده پیش بیاید. شایعات و خبرهای مختلفی هم ممکن است منتشر شود تا اصل حضور خاتمی را یک طوری تحت الشعاع قرار بدهند…

این انتخابات همچنین فرصت خوبی بود برای مشخص شدن وزن و جایگاه گروه‌ها و تفکرات مختلف در جامعه. من خوشحالم که گروه‌های مختلف اصولگرا به حرف کیهان گوش ندادند و به ائتلا‌ف‌های دروغین و ظاهری و کاغذی رضایت ندادند. هر گروهی شعارهایش را مطرح کرد و در ایجاد فضای رقابتی موثر بود.

البته متاسفانه طبق معمول بداخلاقی‌ها و تخریب‌ها هم وجود داشت. این توهین‌ها از طرف هر کسی و هر گروهی که بود، مذموم است و از گروهی که مدعی اخلاق و دیانت و ولایت است مذموم‌‌تر! بگذریم که هوش سیاسی بعضی‌ها آنقدر پایین بود که آینده را ندیدند. موقع برچسب زدن و تهمت زدن حواسشان نبود که مردم ممکن است به رقیب آنها رای بدهند. حالا رای مردم را به «آقایان لاریجانی و مطهری: ساکتین فتنه و بی‌بصیرت‌ها و …» چطور تفسیر می‌کنند؟ آیا می‌شود همه مردم را متهم کرد؟!

قصد ندارم شیرینی انتخابات را با این حرف‌ها تلخ کنم، ولی یادمان باشد که همه حرف‌ها، تحلیل‌ها، اظهار نظرها، خط و نشان‌ها، تخریب‌ها و اهانت‌ها، شایعات و دروغها یک جایی ثبت می‌شود!

شخصا انتظار ندارم که سیاسیون و گروه های سیاسی دست از ادبیاتشان و راه و مرامشان بردارند. ولی خوب است ما حامیان کاندیداها و گروه‌ها و جبهه‌های مختلف، حالا که شور و هیجانات انتخاباتی خوابیده، لحظه‌ای با خودمان خلوت کنیم و درباره رفتار و تصمیم سیاسی‌مان خوب فکر کنیم.