بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘خط و نشان رهبري’

خط و نشان خفاش براي خورشيد

20 سپتامبر 2011 477 دیدگاه

عادت به غلو ندارم، مخصوصا در مسائل و موضوعاتي كه با تكيه بر عقل و استدلال و منطق مي‌شود درباره‌اش حرف زد. در نوشته‌هاي وبلاگ هم معمولا سعي مي‌كنم از شعار دادن و احساساتي بودن، پرهيز كنم. الان هم كاملا بدور از احساسات اين مطلب را مي‌نويسم و اعتقاد دارم كه مستند جديد بي‌بي‌سي درباره رهبر انقلاب، شبيه زورآزمايي و قدعلم كردن خفاش است در برابر خورشيد!

اين دشمني و كينه‌ي بي‌بي‌سي را مي‌شود از همان ابتداي فيلم مشاهده كرد، وقتي همه‌ي ساختارهاي حرفه‌اي مستندسازي خودش را كنار مي‌گذارد و به دروغ مدعي تقابل يك نفر با مردم مي‌شود! در واقع اين مستند با اين شروع مفتضحانه، خودش را لو مي‌دهد و به مخاطب مي‌گويد كه با نسخه‌ي تصويري سايت‌هاي دست چندم اپوزيسيون روبرو هستيد!

دستگاه تبليغاتي نظام استعماري انگليس ترجيح داده است كه اين بار كينه‌ي ديرينه‌اش را از ايران و انقلاب و امام در قالب دشمني شخصي با آيت الله خامنه‌اي مطرح كند، اما هدف و نتيجه‌ي اصلي، مخالفت با همان مفاهيم، شعارها و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي است. در حقيقت بيشتر ادعاهاي مطرح شده عليه آيت الله خامنه‌اي، تكرار همان ادعاها درباره انقلاب و امام، حكم حكومتي، اختيارات ولي فقيه، نظارات بر دستگاه‌ها و نهادهاي مختلف و … است.

بيشتر كارشناسان اين مستند هم در اصل دشمن امام و انقلاب هستند. هرچند بعضي از آنها هم دشمني شخصي با آيت الله خامنه‌اي دارند. مثل بني صدر و علي تهراني و فرزندش! آيا ملت ايران فراموش مي‌كند كه شيخ علي تهراني درست در سال‌هاي جنگ تحميلي، دست در دست رژيم بعثي به فعاليت عليه ايران و انقلاب مشغول بود؟!

البته كاري كه تا پيش از اين به شيوه‌اي حرفه‌اي و ظاهرا بي‌طرف صورت مي‌گرفت، اين بار به صريح‌ترين شكل ممكن انجام شد و بي‌بي‌سي همه تعارفات ظاهري را كنار گذاشت و حتي زحمت اصلاح دروغ‌ها و ادعاهاي مطرح شده و يا كمرنگ كردن آنها را هم به خود نداد.

بخشي از اين دروغ‌ها از زبان مهمانان، كارشناسان و نزديكان (!) مطرح شد و زحمت بخش ديگر، به عهده خود بي‌بي‌سي افتاد؛ و آنقدر ناهماهنگ كه يكي، ادعاهاي ديگري را رد مي‌كند! تقريبا هر بار كه ادعايي درباره آيت الله خامنه‌اي مطرح مي‌شود، چند دقيقه بعد اظهار نظري مغاير با آن را از زبان شخصي ديگر مي‌شنويم. مخصوصا درباره سواد فقهي و علمي و ويژگي‌هاي شخصيتي آيت الله خامنه‌اي.

گاهي حتي حقيقت و واقعيت تاريخي هم تحريف مي‌‌شود. مثل ادعاهاي بني صدر درباره نقش آيت الله خامنه‌اي در انقلاب و شوراي انقلاب و يا حضور ايشان در جبهه (جالب اينجاست كه جناب بني صدر راستگو! حتي حضور رهبري در خرمشهر محاصره شده توسط دشمن را هم خط مقدم نمي‌داند!)

گاهي واقعيت را به گونه‌اي ديگر مطرح مي‌كند. مثل اظهارات علي مزروعي درباره سخنراني معروف رهبر انقلاب درخصوص مطبوعاتي كه به پايگاه دشمن تبديل شده بودند. البته مزروعي به دروغ مدعي است كه رهبري همه مطبوعات را پايگاه دشمن ‌دانسته! بي‌بي‌سي هم براي اثبات ادعاهاي او بخش‌هايي از سخنراني رهبر انقلاب را پخش كرد، اما دقت در اين سخنان نشان مي‌دهد كه ايشان ضمن اشاره به برخي مطبوعات آن روز، توضيحاتي دقيق و منطقي درباره فضاي كلي رسانه‌اي كشور ارائه كرده بودند. (راستي مگر بسياري از همان روزنامه نگاران، امروز جيره خوار بي بي سي و صداي آمريكا و در حقيقت دولت انگليس و آمريكا نيستند؟!)

راوي بي‌بي‌سي هم دائما وظيفه تكميل دروغ مهمانان خود را دارد. وي هر از گاهي ادعاهايي را مطرح مي‌كند كه پيش از اين از زبان هيچ كس ديگري شنيده نشده است. مثل حمايت سيد مجتبي خامنه‌اي از احمدي‌نژاد و يا ارتباط خاص با نظاميان و ادعاي تاسيس وزارت اطلاعات توسط آيت الله خامنه‌اي به منظور بهره برداري در آينده! (حال آنكه تاسيس وزارت اطلاعات ابتدا در نخست وزيري صورت گرفت و بسياري از اصلاح طلبان فعلي هم عضو آن بودند!)

گاهي موذيانه با كنار هم گذاشتن صوت و تصوير مربوط به يك مساله و سپس روايت خاص خود از آن موضوع، نتيجه دلخواه و غيرواقعي خود را پر رنگ مي‌كند. مثلا مسئوليت بزرگان انقلاب را در نهادهاي مختلف، به سهم خواهي آنها تعبير و سپس با اشاره به مسئوليت آيت الله خامنه اي در وزارت دفاع، ادعا مي‌كند كه ساير روحانيون تمايلي به اين وزارت خانه نداشتند؛ و بلافاصله صداي آيت الله خامنه‌اي درباره شرايط حضور در جبهه پخش مي‌شود كه خطاب به رزمندگان مي‌گويد «خوراك و نام و نشان و پست و مقام و آسايش جاي ديگر است، اينجا خمپاره و سختي است»

اين تدوين و مونتاژ هنرمندانه (!) يعني همان شيوه دروغ‌گويي بي‌بي‌سي كه مي‌خواهد به طور غيرمستقيم سهم خواهي و ناراحتي رهبر انقلاب را از سهم خود به بيننده القاء كند، اما آنقدر ناشيانه‌ اين كار را انجام مي‌دهد كه كاملا مستقيم از آب در مي‌آيد!

تقابل آشكار بي بي سي با رهبري تا پايان مستند همچنان ادامه دارد. البته با تفاسير و تعابير و ادعاهاي عجيب و غريب. حتي با توسل به موضوعاتي مثل تغيير محل دفتر رهبري از جماران به پاستور! و يا تمركز سنگين و خنده دار بر نقش و وظيفه اعضاي دفتر رهبري، ادعاي تغيير در اعضاي بيت و مسئولان نظامي آن به منظور سركوب مردم! و برش‌ها و برداشت‌هاي قابل تامل از خطبه‌هاي نماز جمعه و …

آش آنقدر شور شد كه حتي برخي دوستداران بي‌بي‌سي هم به اين رويه اعتراض كردند، هرچند اين «معبد انگليسي» غلامان چشم و گوش بسته زيادي دارد كه حرفش را مثل وحي منزل مي‌دانند! برخي از اين افراد را در چند روز گذشته در فضاي رسانه‌اي، تبليغاتي و مجازي ديديدم. در حقيقت مخاطب اصلي بي‌بي‌سي و اين مستند، همين آدم‌ها هستند و جز اينها كسي به ساخته بي‌بي‌سي به عنوان مستندي تحليلي نگاه نمي‌كند.

اين مستند، در حقيقت «خط و نشان بي‌بي‌سي» به غلامان حلقه به گوش خود است كه راه را گم نكنند! راه اصلي براي مبارزه با جمهوري اسلامي، همان راهي است كه دولت استعمارگر انگليس و دستگاه تبليغاتي‌اش سالها و دهه‌هاست در پيش گرفته و لحظه‌اي هم در برابر خواست مردم ايران كوتاه نيامده‌ است. چه در سركوبي قيام‌هاي ملي ايران و چه در غارت و چپاول اين سرزمين و چه در دوران جنگ تحميلي و چه در زمان فتنه 88!

دقيقا به همين علت است كه در دقائق پاياني مستند، راوي ادعا مي‌كند كه اغتشاشات بعد از انتخابات ايران، نقطه آغاز جنبش‌هاي اعتراضي منطقه است! اما توضيح نمي‌دهد كه چرا اين اعتراضات در كشورهاي عربي به پيروزي منجر شد و در ايران نه؟! جالب اينكه درباره ريشه و علت انقلاب‌هاي منطقه هم سكوت مي‌كند.

اگر حقيقت هماني است كه بي‌بي‌سي مي‌گويد و اگر جنس انقلاب‌هاي مردمي منطقه از جنس همان اعتراضات ايران است، پس چرا بي‌بي‌سي و كلا دولت‌هاي غربي دقيقا مثل اغتشاشات ايران از مردم منطقه حمايت نكردند؟!

البته اين ادعاي مضحك را قبلا در سايت‌هايي مثل جرس و كلمه هم خوانده بوديم. اما از بي بي سي حرفه‌اي واقعا بعيد بود اينطور ناشيانه آبرو و بنيادش را بر باد بدهد، آن هم با ساخت مستندي ضعيف و بي‌سند و كنار گذاشتن اصل بي‌طرفي و صرفا بر اساس ادعاها و دروغ‌هاي مختلف و دعوت از افراد مخالف.

در جنگ رسانه‌اي ممكن است موقتا با كنار هم گذاشتن خاطرات و تخيلات چند مزدور فراري و يا بزرگنمايي اعتراض چند افغاني عليه ايران فضا را غبارآلود كرد؛ اما حقيقت كه عوض نمي‌شود، مردم هم هميشه فريب رسانه ها را نمي‌خورند.

پس حقيقت هماني است كه بي‌بي‌سي براي زير سوال بردنش مجبور به ساخت چنين «مستند بي‌سندي» شده است. حقيقت، يعني عزت و اعتبار جمهوري اسلامي و محبوبيت رهبر معظم انقلاب در ميان مسلمين جهان. حقيقت يعني موج بيداري اسلامي در كشورهاي منطقه. حقيقت، يعني تغيير معادلات منطقه به نفع جمهوري اسلامي و به ضرر نظام استكباري. اين است حقيقت خورشيد…

خود بي بي سي هم يك بار اين حقيقت روشن را آزمايش كرده بود كه با پاسخ غافلگير كننده كمال الحلباوي مصري مواجه شد!

حواشي اجلاس بيداري اسلامي در تهران

حواشي اجلاس بيداري اسلامي در تهران

تصاوير بيشتر