بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘دولت نهم’

حمایت از دولت، مطلق یا مقید؟

۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۲۷۹ دیدگاه

خوشحالم که آقای دژاکام عزیز بعد از آن خداحافظی موقتی، دوباره به صحنه‌ی وبلاگ‌نویسی بازگشته و بیشتر از آن خوشحالم که تعارف را کمی کنار گذاشته و حرف دلش را زده؛ هرچند گاهی هم «چسب کاری» لازم است!

راستش را بخواهید وقتی «احمدی نژادی‌ها» را نوشتم، می‌دانستم که با واکنش تند برخی دوستان به علاوه‌ی متعصبان و متوهمان و البته جیره خواران تیم انحرافی روبرو می‌شوم، کما اینکه مورد حمله قرار گرفتم؛ اما آن لحظه بهترین کار نوشتن بود و بیان واقعیات. مطمئن بودم که بالاخره دوستانی هم که خالصانه و فارغ از هرگونه وابستگی به جریان‌های سیاسی از احمدی‌نژاد حمایت می‌کنند، کم کم حرف دلشان را درباره او به زبان می‌آورند.

چه بخواهیم و چه نه، یکی از اشتباهات بزرگ حامیان احمدی نژاد، اطمینان و دلخوشی بیش از اندازه به او بود. شاید امروز خیلی‌ها خودشان را به کوچه علی چپ بزنند و تعصبشان را منکر شوند و گذشته خودشان را فراموش کنند. مشکلی نیست. خدا می‌داند و خودشان! شاید هم این حرف‌ها به مذاق عده‌ای خوش نیاید، باز هم مشکلی نیست اما خوشحالم که دوستان زیادی حرفم را تایید کرده و کم‌کم به این اشتباهات اعتراف می‌کنند.

البته گرگ‌های منتظر ممکن است به خیال خام خود و با نیش و کنایه، ما را جزو ریزش‌های احمدی‌نژاد بدانند ولی ما جزو ریزش‌ها نیستیم ما جزو آدم‌هایی هستیم که محکم بر سر آرمان‌های خود ایستاده‌ایم. به این می‌گویند استقامت و پایداری بر سر اصول. ما اسیر اشخاص نیستیم و اگر گاهی به کسی و یا جریانی بیش از اندازه اعتماد کنیم، متوجه اشتباه خود می‌شویم. یکی از این اشتباهات کنار گذاشتن معیار اصولگرایی بود و علم کردن محور شخص‌گرایی و ایجاد مکتبی به نام احمدی‌نژادی‌ها! به همین علت، خیلی‌ها را از جریان اصولگرایی و حتی نظام خارج کردیم. چه بسا اگر از ابتدا اصولگرایی پایه و اساس رفتار ما بود، خیلی از این اشتباهات هم رخ نمی‌داد.

متاسفانه گاهی هم برای توجیه آن همه حمایت متعصبانه، حمایت رهبری را از دولت بهانه ‌می‌کردیم. مطمئنا امروز اگر فارغ از هرگونه تعصب، به شاخصه‌های حمایت رهبری از دولت نهم و دهم رجوع کنیم، متوجه می‌شویم که همان حمایت‌های به ظاهر مطلق از نگاه ما هم، هیچگاه مطلق نبوده بلکه ما آن‌ها را مطلق می‌پنداشتیم!

اولا حمایت مطلق یعنی حمایت از همه ویژگی‌ها و خصوصیات. یعنی احمدی‌نژاد با همه خصوصیاتش چه آنهایی که علنی شده و چه آنهایی که هنوز پنهان مانده است! ثانیا نوع حمایت و موضع‌گیریهای رهبر انقلاب را باید بر اساس سیر زمانی مورد بررسی قرار داد. یعنی مواضع ایشان را باید با گذشت زمان و تغییر رفتارها سنجید نه صرفا براساس یک جمله خاص در سال ۸۴!

رهبر انقلاب اول فروردین ماه ۸۶ در جمع زائران حرم امام رضا (ع) اعلام کردند که علاوه بر حمایت همیشگی از همه دولت‌ها، از این دولت به طور خاص حمایت می‌کنند، اما این گفته هم هرگز به معنای حمایت مطلق نبود. چرا که خود ایشان دلیل اصلی این حمایت خاص را توضیح دادند: «این حمایت بی‌دلیل و بی‌حساب و کتاب نیست. این جهت‌گیری‌های دینی و ارزش‌گرایی انقلابی و اسلامی خیلی ارزش دارد. سخت‌کوشی، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهای استانی، جهت‌گیری عدالت و زیّ مردمی، اینها خیلی قیمت دارد و من قدر این کار‌ها را می‌دانم. من به خاطر این چیز‌ها از دولت حمایت می‌کنم»

شکی نیست که همه اینها جزو امتیازات منحصر به فرد دولت به شمار می‌آید و هر آدم منصفی به آن اعتراف می‌کند، اما اینها همه‌ی ویژگی‌های احمدی‌نژاد نبود. دولت احمدی‌نژاد حاشیه‌هایی هم داشت که در دولت دهم به شکل شفاف‌تری آشکار شد. اتفاقا همه تلاش احمدی‌نژاد و برخی اطرافیان او این بود که این موارد حاشیه‌ای را به عنوان یکی از خصوصیات دولت به مردم القاء کنند اما رهبر انقلاب با تشخیص و تمایز این خصوصیات مختلف، تنها از محاسن دولت (یعنی همان کار و تلاش و سختکوشی و …) حمایت کردند و از معایب، حواشی و اصلی شدن مسائل فرعی‌‌ حمایت نکردند.

به همین علت ایشان در دیدار با دانشجویان درباره حمایت خود از دولت توضیح دادند: «دولت کنونی و رئیس جمهور محترم، مثل همه انسانها، دارای نقاط ضعف و قوت هستند و بنده فقط از نقاط قوت حمایت می‌کنم»

بنابراین این نوع حمایت را نمی‌شود حمایت مطلق دانست، به این می‌گویند مدیریت. مدیریت صحیح یعنی استفاده از همه ظرفیت‌های موجود برای رسیدن به آرمان‌ها و اهداف. چه از طریق حمایت از دولت اصلاحات که گاهی از درون آن حرکات اپوزوسیونی دیده می‌شد و چه دولت احمدی‌نژاد که از درون آن هم گاهی جریان‌ انحرافی با ژست اپوزوسیونی دیده می‌شود!

علاوه بر اینها، اگر منصفانه به سخنان مختلف رهبری درباره دولت نگاه کنیم، موارد زیادی از تذکرات و سفارشات ایشان را هم خواهیم دید که معمولا از چشم حامیان متعصب پنهان می‌ماند. مثلا تذکرات و سفارشات ایشان به دولت و شخص رییس جمهور در دیدار با اعضای هیات دولت. تذکراتی از قبیل «پرهیز از غرور، توجه کامل به سند چشم انداز، اجرای کامل سیاستهای اصل۴۴، پرهیز از شتابزدگی در طرحهای اقتصادی و بهره گیری از دیدگاههای کارشناسی، اهتمام به مسائل فرهنگی، پایبندی کامل و رعایت دقیق قانون، سینه گشاده، روی گشوده و گوش شنوا در مقابل نقد و انتقاد، مغتنم شمردن توصیه‌ها و نصیحتهای مراجع، علما و بزرگان دینی، استقبال از انتقاد نخبگان دانشگاهی، طراحی و تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و استفاده از متفکرین برای تحقق آن»

اما به رغم اینها ما در برخورد با دولت نهم و دهم، دچار اغراق ‌شدیم و رسم دوستی را به خوبی ادا نکردیم. دوستی و محبت، تعریف و تمجید تنها نیست؛ گاهی اشتباهات را باید آهسته یا بلند تذکر داد. اما ما؟ بدون تعارف اکثر اوقات نه تنها انتقاد ‌نکردیم که حتی تحمل انتقاد دیگران را هم نداشتیم. قبول ندارید؟!…

ختم کلام اینکه اولا از اشتباهات خود درس بگیریم ثانیا به آینده امیدوار باشیم ثالثا به هیچ آدمی بیش از اندازه اطمینان نداشته باشیم، رابعا اشخاص کلا معیار نیستند، خامسا خدا آخر و عاقبت همه ما را ختم به خیر کند. آمین!