بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘سوريه’

دروغ‌های آمریکا را چه کسانی باور می‌کنند؟

۹ شهریور ۱۳۹۲ ۴۰۴ دیدگاه

دیشب که جان کری جلوی دوربین‌های تلویزیونی درباره دلائل دولت آمریکا برای آغاز جنگ با سوریه صحبت می‌کرد، با خودم گفتم آیا در این دنیا کسی هم پیدا می‌شود که دروغ‌های تکراری مقامات آمریکایی را در متهم کردن کشورهای مختلف باور کند؟ و اگر هست طبق چه دلیل و استدلالی این دروغها را باور می‌کند؟

سالهاست که دولت آمریکا با همین لحن و با همین بهانه‌های تکراری و غیرقابل اثبات، علیه کشورهای مختلف جنگ براه انداخته و جنایت‌ها مرتکب شده‌ است. از بمباران اتمی هیروشیما گرفته تا تجاوز و دخالت‌های نظامی در کشورهای مختلف و سرنگونی دولت‌های ملی و حمایت از جنایتکارانی مثل صدام. حال چطور ممکن است مردم آمریکا و سایر نقاط جهان، همه اینها را ببینند و باز هم باور کنند که مقامات آمریکایی راست می‌گویند؟

آدم عاقل بعد از این همه دروغ و با وجود این سابقه‌ی پر از جنایت، نمی‌تواند نظر مثبتی به آمریکایی‌ها داشته باشد. امروز هم فضای بین‌المللی به گونه‌ای نیست که مردم به آمریکا اطمینان و اعتماد داشته باشند. آش آنقدر شور شده که خود جان کری هم برای باورپذیر کردن ادعاهای خود، ناخواسته به این مساله اشاره کرد. وی در سخنان دیشبش، ضمن اشاره به جنگ عراق و افغانستان اظهار داشت که مورد سوریه با همه آنها متفاوت است! (یعنی این درست که قبلا هم با همین بهانه‌ها جنگ براه انداختیم و سرانجام چیزی نیافتیم، اما این دفعه واقعا فرق دارد. مطمئن باشید!)

به هرحال من فکر می‌کنم مردم جهان اگر تحت تاثیر رسانه‌ها و بوق‌های تبلیغاتی نظام سلطه نباشند، حقیقت ماجرا را خیلی خوب تشخیص می‌دهند. چه مردم عادی و چه تحلیل‌گران رسانه‌ای و سیاسی.

مقاله‌ی دیروز رابرت فیسک در ایندیپندنت، فقط یک نمونه از ده‌ها و صدها نظر و اظهار نظر شخصیت‌ها و چهره‌های مطرح جهانی است که به زیبایی تمام پرده از چهره‌ی دروغگوهای جنگ‌طلبان آمریکایی کنار زده و می‌زنند. مقاله فیسک، علاوه بر اینکه ذات دروغگو و معیار دوگانه‌ی آمریکا را در موضوعاتی مثل استفاده از تسلیحات شیمیایی نشان می‌دهد، به یک مساله مهم دیگر هم اشاره دارد. آنهم این واقعیت مسلم که هدف واقعی آمریکا از براه انداختن جنگ در سوریه، ایران است.

****

بخش هایی از یادداشت رابرت فیسک:

من به اندازه کافی مسن هستم که خاطره جنگ ایران و عراق را به یاد بیاورم. زمانی که عراق به عنوام متحد آمریکا از گاز شیمیایی علیه کردها در حلبچه استفاده کرد و در واکنش به این اقدام رژیم صدام حسین در بغداد سقوط نکرد. در واقع، این اقدام تا سال ۲۰۰۳ به تعویق انداخته شد، و در زمانی که دیگر صدام هیچ سلاح شیمیایی در اختیار نداشت به این کابوس پایان داده شد.

 حتی من به یاد می آورم که سیا ایران را نیز مسئول شیمایی شدن حلبچه معرفی کرد! دروغی مصلحتی که تمرکز آن بر دشمن آمریکا بود و دشمنی که صدام به نمایندگی از آمریکا تن به جنگ با آن داده بود. هزاران – و نه صدها نفر – در حلبچه کشته شدند اما باید گفت روزهای متفاوت، استانداردهای متفاوتی نیز دارند.

اما آیا این عراق نبود که از گاز شیمیایی علیه ارتش ایران استفاده کرد؟ البته که این اقدام را انجام داد. من مجروحان این بمباران شیمیایی را از نزدیک دیدم و در این زمینه به واشینگتن گزارش دادم. هزاران سرباز ایرانی در جنگ ایران و عراق کشته شدند و بر اثر برخورد با گازهای شیمایی با مسمومیت های جدی مواجه شدند. در آن زمان گزارش سازمان ملل در مورد استفاده از سلاح شیمیایی بسیار واضح تر از آن چیزی بود که امروز در مورد سوریه وجود دارد.

ما در سوریه چه می کنیم؟ پس از اینکه هزاران نفر در تراژدی سوریه جان خود را از دست داده اند، اکنون کشته شدن چند صد نفر در سوریه به بحران جهانی تبدیل شده است؟ فاجعه است. غیر قابل درک است. اما حقیقت دارد. شاید ما باید این جنگ را در سال ۲۰۱۱ یا ۲۰۱۲ انجام می دادیم اما چرا اکنون به فکر سوریه افتاده ایم؟

فکر می کنم دلیل این امر را بدانم. من گمان می کنم که ارتش بشار اسد اکنون در حال چیره شدن بر مخالفانی است که ما در حال رساندن اسلحه به آنها بوده ایم. بشار اسد با کمک حزب الله لبنان که تحت پشتیبانی جمهوری اسلامی قرار دارد، با معارضان در قصیر برخورد کرد و شاید در حال عقب راندن آنها به سمت شمال حمص باشد. ایران نیز بیش از هر زمان دیگری در سوریه نفوذ دارد تا از دولت بشار محافظت کند. بنابراین پیروزی بشار به منزله پیروزی ایران خواهد بود و غرب تاب پذیرش پیروزی ایران را ندارد.

اگر بخواهیم یاوه گویی های واشینگتن، لندن، پاریس و دیگر کشورهای جهان متمدن را گوش کنیم، مدت کوتاهی  تا به آتش کشیده شدن سوریه زمان باقی است. این شاید یکی از دردناک ترین تجربه ها و شرم آورترین آنها، برای منطقه باشد.