بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘سيد حسن ابطحي’

آیا احمدی‌ نژاد، حرف پدر ابطحی را باور کرده است؟!

۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴۶ دیدگاه

پس از سخنرانی احمدی‌نژاد در جمع روحانیون مشهد درباره امام زمان و همزمان با واکنشهای متفاوتی که روحانیون مختلف حتی حامیان معنوی رییس جمهور از خود نشان دادند، محمد علی ابطحی نیز در وبلاگ شخصی خود و در دو یادداشت جداگانه، این سوال را مطرح کرد که:«آقای احمدی‌نژاد حرف کدام روحانیون را باور کرده است؟» وی سپس با طبقه بندی روحانیون به دو دسته سنتی و انقلابی، اینچنین نتیجه گرفت که :« بخشی از روحانیون سنتی در طول تاریخ ۴۰ ساله گذشته از قبل از انقلاب تاکنون همین دیدگاه­ها را داشته­اند. اما در فرهنگ روحانیون انقلابی که به رهبری امام، انقلاب اسلامی را آفریدند همواره با این بخش روحانی مخالف بودند و آن­ها را متحجر می­نامیدند. انجمن حجتیه که اگر چه بدنه آن روحانی نبودند، نمادی از این تفکر روحانیت غیر انقلابی بودند که به صورت سمبلیک جریان اصلی مقابله با اندیشه ­ی امام بود.» ابطحی همچنین ضمن اظهار نگرانی از عدم آگاهی جوانان کشور، نوشت:« جوانان امروز شاید ندانند که روحانیون انقلابی در بسیاری از موارد در قبل از انقلاب بیشتر از حکومت شاهنشاهی و ساواک از این نوع روحانیون ناسزا می­شنیدند

واقعیت اینست که دقیقا حق با آقای ابطحی است و او به درستی تفاوت دیدگاه و عمل روحانیون سنتی و انقلابی را برای ما تبیین کرده‌ است، اما نوشته ایشان یک ایراد اساسی دارد و نیز یک نکته سانسوری! بنابراین اکنون که ایشان نگران عدم اطلاع نسل حاضر از واقعیات انقلاب هستند، بد نیست برای آگاهی جوانان کشور، به مساله‌ای اشاره کنم که در نوشته ابطحی اصلا به آن پرداخته نشد. مساله‌ای به نام «سید حسن ابطحی» پدر بزرگوار جناب آقای محمد علی ابطحی.

سید حسن ابطحی که پس از فوت شیخ محمود حلبی (رهبر انجمن حجتیه)، اداره فکری این مجموعه را بر عهده گرفته بود، با نوشتنسید ؘ?ن ابطؙ? کتابهای متعدد که عمده آنها نیز درباره ارتباط با امام زمان است، به چهره مطرحی در این زمینه تبدیل شد. وی در سالهای اخیر نشریه‌ای با نام«خورشید مکه» منتشر کرد که به برکت حمایت مسئولین دولت سابق و تبلیغات فراوان، بطور گسترده در سطح کشور توزیع ‌می‌شد. سید حسن هرگز به صراحت مدعی ارتباط با امام زمان نشد، اما در کتابهای او نام آدمهای زیادی برده شده است که به محضر امام زمان شرفیاب شده‌اند و خود سید حسن نیز با آنها دیدار کرده است.

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در اطلاعیه ای نسبت به انتشار بی‌رویه کتب ایشان اعتراض کرد و حتی درباره وجود شخصی بنام ملاآقاجان با آن توصیفاتی که ایشان بدفعات در کتابهای خود از وی به عنوان استاد سیر وسلوک خویش یاد کرده است، تشکیک کرده و آن را ساخته و پرداخته خود ایشان قلمداد کرد. اما سید حسن در پاسخ به انتقادات و در مقدمه کتاب «ملاقات با امام زمان» می‌نویسد:« بعضى مى‏گویند: در روایات آمده، که باید مدّعیان ملاقات با آن حضرت را تکذیب نمود، باید از آنها سؤال کرد که: این روایات در کجا است؟ چرا ما آنها را ندیده‏ایم؟! »( این در حالی است که اکثریت علما و مراجع هرگز در این زمینه به صراحت اعلام نظر نکرده‌اند و ما سراغ نداریم که مثلا شخصی خاطرات تشرف خود و یا دیگران را مانند سید حسن ابطحی بیان کرده باشد.)

محور اصلی کتابهای سید حسن ابطحی مساله ارتباط آدمها با امام زمان است و البته یکی از همین آدمها، می‌تواند پدر سید حسن ابطحی باشد! (یعنی پدربزرگ محمد علی ابطحی) ایشان در ضمن بیان خاطرات پدر به نکته جالبی اشاره می‌کنند که بد نیست با هم آنرا بخوانیم:

« مرحوم پدرم از کسانى بود که شاید مکرّر خدمت حضرت بقیّة اللّه‏ (علیه السّلام) رسیده بود که اوّلین دفعه‏اش در سنّ شانزده سالگى بوده که در کتاب ملاقات با امام زمان (علیه السّلام) جلد اوّل، آن را نقل کرده‏ام. او معتقد بود که تا زمان ظهور امام عصر (علیه السّلام) زنده است. لذا هر زمان که به بیمارى سختى مبتلا مى‏شد، به من مى‏گفت: غصّه نخور من نمى‏میرم خوب مى‏شوم باید تا زمان ظهور زنده باشم. در سال ۱۳۹۷ (ه ق) در روز ۲۴ شعبان خدمتش رفتم، مختصر کسالتى داشت، سر به گوش من گذاشت و گفت: جمعه‏اى که مى‏آید نه، جمعه‏ى بعدى، من از دنیا مى‏روم. گفتم: شما که مى‏گفتید: من تا زمان ظهور حضرت بقیّة اللّه‏ (علیه السّلام) زنده‏ام. فرمود: بله قرار بود ولى به من فرمودند از این دنیا برو خستگى‏ات را بگیر، اگر خواستى مى‏توانى برگردى؛ زیرا ظهور، قدرى تأخیر شده است!!»

من در اینجا کاری به صحت و سقم نوشته‌های سید حسن ابطحی ندارم، همچنین این را هم قبول دارم که محمد‌علی ابطحی تا حدودی با اندیشه‌های پدرش مخالف است، اما وقتی پرسش ایشان و جواب مدنظرش را در وبلاگشان خواندم، به نظرم رسید گویا در گیرودار انتقادهای اخیر علمای حوزه از احمدی‌نژاد، ابطحی می‌خواهد با زیرکی تمام از فرصت بدست آمده، استفاده کند و بار مسئولیت انجمن حجتیه را هم بر گردن احمدی‌‌نژاد بیندازد. یا شاید می‌خواهد با انتساب خود به روحانیون انقلابی، خانواده‌اش را از این اتهام مبرا سازد! و نکته جالب دیگر اینکه مطابق تقسیم‌بندی ابطحی، سید حسن قطعا در جمع روحانیون سنتی قرار می‌گیرد یعنی مخالف روحانیون انقلابی و عضو جریان اصلی مقابله با اندیشه­ ی امام! حال چرا در یادداشت ابطحی، هرگز اسمی از پدر به عنوان چهره شاخص روحانیون سنتی و غیرانقلابی، برده نشده باید خود ایشان پاسخگو باشند؟!