بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘سيد حسن ابطحي’

آيا احمدي‌ نژاد، حرف پدر ابطحي را باور كرده است؟!

پس از سخنراني احمدي‌نژاد در جمع روحانيون مشهد درباره امام زمان و همزمان با واكنشهاي متفاوتي كه روحانيون مختلف حتي حاميان معنوي رييس جمهور از خود نشان دادند، محمد علي ابطحي نيز در وبلاگ شخصي خود و در دو يادداشت جداگانه، اين سوال را مطرح كرد كه:«آقای احمدی‌نژاد حرف کدام روحانیون را باور کرده است؟» وي سپس با طبقه بندي روحانيون به دو دسته سنتي و انقلابي، اینچنین نتیجه گرفت كه :« بخشی از روحانیون سنتی در طول تاریخ 40 ساله گذشته از قبل از انقلاب تاکنون همین دیدگاه­ها را داشته­اند. اما در فرهنگ روحانیون انقلابی که به رهبری امام، انقلاب اسلامی را آفریدند همواره با این بخش روحانی مخالف بودند و آن­ها را متحجر می­نامیدند. انجمن حجتیه که اگر چه بدنه آن روحانی نبودند، نمادی از این تفکر روحانیت غیر انقلابی بودند که به صورت سمبلیک جریان اصلی مقابله با اندیشه ­ی امام بود.» ابطحی همچنين ضمن اظهار نگراني از عدم آگاهي جوانان كشور، نوشت:« جوانان امروز شاید ندانند که روحانیون انقلابی در بسیاری از موارد در قبل از انقلاب بیشتر از حکومت شاهنشاهی و ساواک از این نوع روحانیون ناسزا می­شنیدند

واقعيت اينست كه دقيقا حق با آقاي ابطحي است و او به درستي تفاوت ديدگاه و عمل روحانيون سنتي و انقلابي را براي ما تبيين كرده‌ است، اما نوشته ايشان يك ايراد اساسي دارد و نيز يك نكته سانسوري! بنابراين اكنون كه ايشان نگران عدم اطلاع نسل حاضر از واقعيات انقلاب هستند، بد نيست براي آگاهي جوانان كشور، به مساله‌اي اشاره كنم كه در نوشته ابطحي اصلا به آن پرداخته نشد. مساله‌اي به نام «سيد حسن ابطحي» پدر بزرگوار جناب آقاي محمد علي ابطحي.

سید حسن ابطحی كه پس از فوت شيخ محمود حلبي (رهبر انجمن حجتيه)، اداره فكري اين مجموعه را بر عهده گرفته بود، با نوشتنسيد ؘ?ن ابطؙ? كتابهاي متعدد كه عمده آنها نيز درباره ارتباط با امام زمان است، به چهره مطرحي در اين زمينه تبديل شد. وی در سالهاي اخير نشريه‌اي با نام«خورشيد مكه» منتشر كرد كه به بركت حمايت مسئولين دولت سابق و تبليغات فراوان، بطور گسترده در سطح كشور توزيع ‌مي‌شد. سيد حسن هرگز به صراحت مدعي ارتباط با امام زمان نشد، اما در كتابهاي او نام آدمهاي زيادي برده شده است كه به محضر امام زمان شرفياب شده‌اند و خود سيد حسن نيز با آنها ديدار كرده است.

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در اطلاعیه ای نسبت به انتشار بی‌رویه کتب ایشان اعتراض کرد و حتی درباره وجود شخصی بنام ملاآقاجان با آن توصیفاتي که ایشان بدفعات در کتابهای خود از وی به عنوان استاد سیر وسلوک خویش یاد کرده است، تشکیک کرده و آن را ساخته و پرداخته خود ایشان قلمداد کرد. اما سيد حسن در پاسخ به انتقادات و در مقدمه كتاب «ملاقات با امام زمان» مي‌نويسد:« بعضى مى‏گويند: در روايات آمده، كه بايد مدّعيان ملاقات با آن حضرت را تكذيب نمود، بايد از آنها سؤال كرد كه: اين روايات در كجا است؟ چرا ما آنها را نديده‏ايم؟! »( اين در حالي است كه اكثريت علما و مراجع هرگز در اين زمينه به صراحت اعلام نظر نكرده‌اند و ما سراغ نداريم كه مثلا شخصي خاطرات تشرف خود و يا ديگران را مانند سيد حسن ابطحي بيان كرده باشد.)

محور اصلي كتابهاي سيد حسن ابطحي مساله ارتباط آدمها با امام زمان است و البته يكي از همين آدمها، مي‌تواند پدر سيد حسن ابطحي باشد! (يعني پدربزرگ محمد علي ابطحي) ايشان در ضمن بيان خاطرات پدر به نكته جالبي اشاره مي‌كنند كه بد نيست با هم آنرا بخوانيم:

« مرحوم پدرم از كسانى بود كه شايد مكرّر خدمت حضرت بقيّة اللّه‏ (عليه السّلام) رسيده بود كه اوّلين دفعه‏اش در سنّ شانزده سالگى بوده كه در كتاب ملاقات با امام زمان (عليه السّلام) جلد اوّل، آن را نقل كرده‏ام. او معتقد بود كه تا زمان ظهور امام عصر (عليه السّلام) زنده است. لذا هر زمان كه به بيمارى سختى مبتلا مى‏شد، به من مى‏گفت: غصّه نخور من نمى‏ميرم خوب مى‏شوم بايد تا زمان ظهور زنده باشم. در سال 1397 (ه ق) در روز 24 شعبان خدمتش رفتم، مختصر كسالتى داشت، سر به گوش من گذاشت و گفت: جمعه‏اى كه مى‏آيد نه، جمعه‏ى بعدى، من از دنيا مى‏روم. گفتم: شما كه مى‏گفتيد: من تا زمان ظهور حضرت بقيّة اللّه‏ (عليه السّلام) زنده‏ام. فرمود: بله قرار بود ولى به من فرمودند از اين دنيا برو خستگى‏ات را بگير، اگر خواستى مى‏توانى برگردى؛ زيرا ظهور، قدرى تأخير شده است!!»

من در اينجا كاري به صحت و سقم نوشته‌هاي سيد حسن ابطحي ندارم، همچنين اين را هم قبول دارم كه محمد‌علي ابطحي تا حدودي با انديشه‌هاي پدرش مخالف است، اما وقتي پرسش ايشان و جواب مدنظرش را در وبلاگشان خواندم، به نظرم رسيد گويا در گيرودار انتقادهاي اخير علماي حوزه از احمدي‌نژاد، ابطحي مي‌خواهد با زيركي تمام از فرصت بدست آمده، استفاده كند و بار مسئوليت انجمن حجتيه را هم بر گردن احمدي‌‌نژاد بيندازد. يا شايد مي‌خواهد با انتساب خود به روحانيون انقلابي، خانواده‌اش را از اين اتهام مبرا سازد! و نکته جالب دیگر اینکه مطابق تقسيم‌بندي ابطحي، سيد حسن قطعا در جمع روحانيون سنتي قرار مي‌گيرد يعني مخالف روحانيون انقلابي و عضو جریان اصلی مقابله با اندیشه­ ی امام! حال چرا در یادداشت ابطحی، هرگز اسمی از پدر به عنوان چهره شاخص روحانیون سنتی و غیرانقلابی، برده نشده باید خود ایشان پاسخگو باشند؟!