بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘سيد محمد خاتمي’

از راي دادن خاتمي خوشحال شدم

ماجراي حضور آقاي خاتمي در انتخابات، هنوز هم يكي از بحث‌هاي داغ سايت‌ها و شبكه هاي مختلف اجتماعي مخصوصا رسانه‌هاي اصلاح طلب و اپوزيسيون است. در روزهاي گذشته شاهد شديدترين حملات رسانه‌اي عليه سيد محمد خاتمي بوديم، نه فقط نقد و اعتراض كه حتي اهانت و توهين و فحاشي. آن هم از سوي كساني كه هميشه خود را تنها نماد، مدعي و طرفدار آزادي بيان، آزادي عقيده و آزادي راي مي‌دانند!

البته علاوه بر دوستان سابق خاتمي، در اين طرف هم بودند و هستند كساني كه با بدبيني به حضور خاتمي در انتخابات نگاه كردند و بعضا تعابير بدي هم داشتند.

من در مطلب قبلي نوشتم كه درباره علت شركت آقاي خاتمي در انتخابات تحليل‌هاي مختلفي مي‌توان ارائه كرد. اگر خوشبين باشيم،  اين حضور را مي‌شود ناشي از حس همراهي او با نظام اسلامي و جدايي از اصلاح طلبان افراطي و فتنه‌گران دانست. اگر هم با نگاه بدبينانه و ظن و گمان به قضيه نگاه كنيم، يكي از دلائلش اين است كه خاتمي متوجه شد كه عموم مردم ايران پشتيبان نظام هستند و كاري به آمدن و يا نيامدن اصلاح‌طلبان ندارند. بنابراين فقط مي‌خواست مهر تحريم بر پيشانيش نخورد و آينده خودش را تضمين كند.

البته شايد اين هم فرض درستي باشد كه سيد محمد خاتمي مي‌خواهد واكنش نظام، مسئولان، و اصولگراها را ببيند و براساس آن براي آينده سياسي خود و اصلاحات تصميم بگيرد.

به نظر من آقاي خاتمي به هر دليلي در انتخابات 12 اسفند شركت كرده باشد، نفس حضورش قابل تقدير است. (با توجه به اينكه بسياري از گروه‌ها و افراد همسو با او، علنا و برخي هم با ايما و اشاره سياست تحريم را در پيش گرفته بودند) مطمئنا خاتمي واكنش تند اين طيف افراطي را پيش‌بيني و با آگاهي كامل از اين حملات، در انتخابات شركت كرده است.

با توجه به همين نكته، اين فرض قوت مي‌گيرد كه خاتمي نيم نگاهي هم به واكنش احتمالي نظام داشته و دارد. به هرحال او دو دوره رييس جمهور كشور بوده و تا همين دو سال پيش، (فارغ از انتقادات جدي فضاي رسانه‌اي و محافل سياسي اصولگرا) از جايگاه نسبتا خوب و قابل احترامي در ميان مسئولان نظام برخوردار بوده است.

در دو سال گذشته هم با اينكه با عاملان اصلي حوادث سال 88 همراهي كرده، اما حقا و انصافا تفاوت راه او با آنها مشخص است. به هرحال خاتمي به عنوان محور اصلي اصلاحات و رهبر معنوي نيروهاي اصلاح طلب، حق داشت كه از نابود شدن يك شبه‌ي همه اندوخته‌هاي 8 ساله‌اش ناراحت باشد! همين هم باعث شد كه تاحدودي راه خاتمي از راه موسوي و كروبي جدا باشد.

اين حرف‌ها به اين معنا نيست كه حالا به خاطر شركت خاتمي در انتخابات، گذشته ها را فراموش كنيم و همه چيز را يك دفعه از خاطرمان حذف كنيم. اختلافات ما آنقدر جدي است كه با سلام و صلوات و تعريف و تعارف حل نمي‌شود، ولي از آن طرف بام هم نبايد بيفتيم.

گارد گرفتن آسان‌ترين راه ممكن است، ولي لزوما بهترين راه ممكن نيست. سياست است ديگر. بالا و پايين دارد. گاهي بايد به حداقل‌هاي يك نفر راضي بود، گاهي هم نمي‌شود به كمتر از حداكثرها در يك نفر ديگر رضايت داد.

‌بحث كوتاه آمدن از اصول نيست. محكم روي اصولمان بايستيم، چون در موضع ضعف قرار نداريم، ولي بخشش و ميانه روي هم خودش جزو اصول است. به شرطي كه حقيقتا بازگشت و اصلاحي در كار باشد!

شايد بعضي دوستان اصولگرا اين مطلب را به حساب ساده انديشي و يا خامي و ناپختگيم در عالم سياست بگذارند. آن طرفي‌ها هم شايد تصور كنند كه اينها را مي‌نويسم تا از آب گل آلودِ اختلاف اصلاح‌طلبان و فتنه‌گران با آقاي خاتمي، ماهي خودم را بگيرم. ولي به خداوندي خدا قسم كه اين نظر شخصيم هست و به آن اعتقاد دارم و از بازگشت واقعي سيد محمد خاتمي استقبال مي‌كنم.

اين نظر نه فقط درباره آقاي خاتمي كه درباره همه دوستان اصلاح‌طلبي است كه تا همين دو سال پيش در عالم مجازي و حقيقي، علي رغم همه اختلافات در كنار هم بوديم. به نظرم اين بهترين فرصت براي جدايي علني اصلاح طلبان معتدل و معتقد، از طيف افراطي است.

لينك هاي مرتبط:

شما به خاتمي فحشتان را بدهيد!

نظر رسمي آقاي خاتمي درباره حضور در انتخابات