بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘شهيد بهشتي’

رجانیوز، سایت جریان انقلابی یا جریان افراطی؟!

untitled

رجانیوز در واکنش به بازنشر یادداشت «مواجهه متفاوت بهشتی و مصباح با شریعتی» در سایت فردا و الف، مطلبی نوشته و مثل همیشه، به تهمت و برچسب و افترا متوسل شده و زمین و زمان را بهم دوخته و ما را به حامیان هاشمی و جریان انحرافی و اطلاح طلبان تشبیه کرده  تا عقده‌هایش را خالی کند.

این سایت جریان افراطی نوشته: «رسانه‎های حامی شهردار تهران، در ادامه روند تخریب شخصیت آیت الله مصباح یزدی، پس از مشخص شدن ناکامی قالیباف در این انتخابات، این بار به استفاده از شیوه حامیان هاشمی رفسنجانی برای تخریب این عالم بزرگوار روی آورده و به صورت هماهنگ و همزمان اقدام به انتشار سخنانی تقطیع شده از شهید بهشتی درباره آیت الله مصباح یزدی کردند! این در حالی است که در قسمت های حذف شده همین سخنرانی، شهید آیت‌الله بهشتی از دوستی نزدیک خود با آیت‌الله مصباح یزدی سخن می گوید و بعد از آن نیز از کسانی که می‌خواهند اختلاف برداشت های جزیی را به عنوان شکاف و اختلاف عمیق این دو بزرگوار تبلیغ کنند، به شدت انتقاد می‌نماید.»

من حرف جدیدی برای این دوستان افراطی ندارم. فقط می‌خواهم چند نکته را برای خوانندگان منصف یادآوری کنم:

اول: برخلاف ادعای رجانیوز، من هرگز به خودم اجازه نمی‌دهم که شخصیت آیت الله مصباح را تخریب کنم. این یک ادعای دروغ و بی شرمانه و یک تهمت است که فقط از عهده‌ی رجانیوز برمی‌آید. البته با افتخار اعلام می‌کنم که من – با همه بی‌سوادیم در برابر شخصیت بزرگ آقای مصباح- منتقد رفتار سیاسی ایشان هستم و قبلا هم دلایلم را در این وبلاگ نوشته‌ام. ممکن است نقدهایم از دیدگاه برخی دوستان اشتباه باشد، اما به هرحال این مطالب فقط نقدند نه تخریب.

دوم: برخلاف ادعای رجانیوز، مطلب شریعتی، به هیچ وجه توهین به آیت الله مصباح و تخریب شخصیت ایشان نبود. مطلب مذکور اشاره به یک ماجرای تاریخی برای نشان دادن تفاوت شیوه و روش شهید بهشتی و آیت الله مصباح در برخورد با یک مصداق خاص بود. اگر رجانیوز سخنان شهید بهشتی را توهین و تخریب می داند، مشکلشان جای دیگر است.

سوم: رجانیوز ادعا کرده که در آن مطلب سخنان شهید بهشتی تقطیع شده! اگر منظورشان این است که من کل سخنرانی شهید بهشتی را در وبلاگم ننوشته‌ام، حق با آنهاست. چون در یک مطلب وبلاگی، نمی‌توان متن کامل یک کتاب ۱۲۰ صفحه‌ای را کپی کرد! به همین علت، لینک کتاب «شریعتی جستجوگری در مسیر شدن» را در وبلاگم قرار دادم تا همه خوانندگان آنرا دانلود کنند و بخوانند.

اما اگر منظورشان این است که خلاصه کردن سخنرانی شهید بهشتی، باعث تحریف سخنان آن شهید مظلوم شده، قطعا ادعای آنها دروغ است. تحریف جایی هست که محتوای مطلب عوض شود. حال به کتاب «شریعتی جستجوگری در مسیر شدن» مراجعه کنید. آیا مطلب من مخالف محتوای آن کتاب است؟ یعنی اگر کل کتاب را در وبلاگم منتشر می کردم، مطلبم تغییر می کرد؟ آیا متن کتاب مخصوصا آن بخش مربوط به بحث خاتمیت پیامبر، پاسخ شهید بهشتی به ایرادهای آیت الله مصباح نیست؟ (این نکته حتی در مقدمه کتاب هم ذکر شده.) آیا متن کتاب فقط پاسخ شهید بهشتی به طلاب مدرسه حقانی بود؟ آیا ایشان درباره منتقدان شریعتی (از جمله شهید مطهری و آیت الله مصباح) هیچ حرفی نزدند و هیچ گلایه ای نکردند؟ شهید بهشتی در جای جای این کتاب نگفته که با روش این منتقدان مخالف است؟ نگفته که سر همین جریان، با او قهر کرده اند؟! رجانیوز چه چیزی را دارد توجیه می‌کند؟

جالب اینجاست که رجانیوز آنهمه عبارت شهید بهشتی در نقد منتقدان شریعتی (از جمله آیت الله مصباح) را کنار گذاشته و تنها به عبارتی بسنده کرده که شهید بهشتی درباره دوستی خود با آیت الله مصباح گفته! خوب مگر کسی منکر این دوستی شده؟ آیا ما در مطلب خود ادعا کرده بودیم که شهید بهشتی دشمن آقای مصباح بوده که حالا شما دارید این را رد می‌کنید؟! چه کسی چنین ادعایی کرده؟

حرف ما (آنهم بر اساس متن کتاب و متن سخنان شهید بهشتی) این بود که اولا این کتاب در نقد منتقدان شریعتی است (از جمله آقای مصباح) و ثانیا شیوه و روش شهید بهشتی با روش آیت الله مصباح در مواجهه با دکتر شریعتی فرق داشته. همین. کجای این حرف، دروغ است؟ کجای این حرف توهین و اهانت به آیت الله مصباح و تخریب شخصیت ایشان است که شما مدعیش هستید؟

به هرحال چه خوشتان بیاید چه نه، باز هم تکرار می‌کنیم که شیوه برخورد شهید بهشتی و رهبر معظم انقلاب با شریعتی، با شیوه شهید مطهری و آیت الله مصباح فرق داشت. خود رهبر انقلاب هم به این قضیه اشاره کرده‌ و صراحتا اغراق شهید مطهری را درباره شریعتی نشان داده و موافقت خود را هم با نظر شهید بهشتی اعلام کرده‌اند. حال اگر شما اعتقاد دارید که در قضیه شریعتی حق با شهید مطهری و آیت الله مصباح بود، خوب این نظر شماست. هیچ اشکالی هم ندارد. ولی چرا دنبال تحریف تاریخ هستید؟ و چرا از شنیدن و خواندن واقعیات تاریخی عصبانی می‌شوید؟

و حرف آخر اینکه هدف اصلی مطلب مذکور، فقط ذکر یک ماجرای تاریخی نبود، هدف مهمتر نشان دادن خطر جریانات افراطی برای انقلاب و نظام اسلامی بود. جریاناتی که منطقشان را باید در رگ گردنشان دید، نه در مغز و فکرشان. جریاناتی که خیلی راحت فضای سیاسی کشور را دوقطبی می‌کنند: جبهه حق در برابر جبهه باطل. خودشان در جبهه حق و بقیه در جبهه باطل!

مطلب مذکور برای اثبات این نکته بود که هنوز هم یک مشت انسان لجوج، پرخاشگر، متعصب و افراطی که شهید بهشتی درباره آنها هشدار می‌داد، دور و بر ما حضور دارند. انسان های لجوجی که در سالهای اخیر با فهم نادرست خود از انقلاب و ولایت و بصیرت، بدترین هزینه‌ها را به نظام و کشور وارد کردند، اما بی‌شرمانه هنوز هم خودشان را تنها جریان انقلابی کشور می‌دانند!

دوباره کتاب را بخوانید. این بار دقیق تر

رجانیوز را بهتر بشناسیم

*****

کمی بی ربط: قبلا سر جریان نامه و تذکر رهبر انقلاب به احمدی نژاد، یک عده اصل نامه را تکذیب می کردند. بعد وقتی نامه منتشر شد، ادعا کردند که اصلا قرار نبود نامه منتشر شود، چرا فلانی و بهمانی آنرا منتشر کرده اند؟! ان شاالله دیگر شاهد تکرار چنین ادعاهایی نباشیم! این قضیه سکوت سعید جلیلی هم خیلی شبیه سکوت آقاتهرانی است!