بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘فرهاد جعفري’

بله، ابر ابهام كنار مي‌رود

فرهاد جعفري را خيلي‌ها مي‌شناسند. موقع انتخابات از آقاي احمدي نژاد حمايت كرد و ما هم كلي ذوق ‌كرديم. يادم هست در گرماگرم روزهاي انتخابات، به آقاي جعفري ايميلي زدم و از ايشان به خاطر حمايت هاي بي‌دريغش از احمدي‌نژاد تشكر كردم كه با پاسخ محبت آميز و البته قابل تامل ايشان روبرو شدم.

همان زمان آدمهايي بودند كه به انتظارات و دلائل حمايت جعفري از احمدي‌نژاد مشكوك بودند. اين روزها كه به قول آقاي جعفري، ابر ابهام در حال كنار رفتن است، مي‌توان درباره آرزوهاي او و انتظاراتش از احمدي‌نژاد كمي بهتر بينديشيم.

ايشان در وبلاگش مطلبي نوشته درباره انتقادهاي اخير اصولگرايان از آقاي احمدي‌نژاد. از آيت الله مصباح گرفته تا شاگردان ايشان و حاج منصور ارضي و سعيد حداديان و من ِ وبلاگ نويس؛ و همه اين‌ها را نشانه‌ي ريزش «اصولگرايان متوهمي!» دانسته كه تاكنون شناخت درستي از احمدي‌نژاد نداشته‌اند!

جعفري درباره انتقاد‌هاي آيت الله مصباح نوشته است :«باید گفت ایشان و خیلی‌های دیگر؛ اصولاً در «سویه‌ی عدالت‌طلبان» نبوده‌اند که اکنون بخواهند «تغییر مکان» دهند! در چندسال اخیر؛ خیلی‌ها در بین طایفه‌سالاران، دچار سوء‌تفاهم شدند و گمان کردند احمدی‌نژاد مرکوبی‌ست که دیر یا زود، به راه خواهد آمد. اما رفته‌رفته دریافتند که او اسب چموشی‌ست که فقط به «مردم کشورش» سواری می‌دهد و رام «طایفه‌سالاران و اشراف‌سالاران مذهبی» نمی‌شود!»

فرهاد جعفري درباره آهستان هم نوشته :«ایشان هم از شمار آن «شهروندان دچار سوء‌تفاهم‌شده‌ در ارزیابی و شناختِ احمدی‌نژاد» ا‌‌ست که در بند قبل به‌شان اشاره داشتم. کسانی که «چگونگی، ماهیت، و جهت‌گیری اصلی انقلاب سوم تیر» را درک نکرده و آن را صرفاً «یک رویداد انتخاباتی محض» تصور کردند که تنها فرقش با نوبت‌های پیشین آن است که به «پیروزی شخصی برآمده از راست مذهبی» منجر شده است. همین!»

جعفري همچنين درباره نگاه يك سبز به احمدي‌نژاد مي‌نويسد: «در عوض؛ در وبلاگ «یک سبز سابق» چنین خواندم: [اما… و این اما خیلی مهم است: موضع‌گیری احمدی‌نژاد یک موضع‌گیری سکولار است. او اگر به نحوه‌ی پوشش خانواده‌اش باوردارد اما به انتخاب دختر من هم احترام می‌گذارد و نه‌تنها احترام می‌گذارد بلکه علناً می‌گوید که به آن، حمله‌ی فیزیکی و گشت ارشادی هم نمی‌کند. و مهم اینجاست که با پرزورترین سمبه و هجوم الیگارشی روحانیون هم از حرفش برنمی‌گردد و عقب‌نشینی نمی‌کند. و این نکته‌ی مهمی‌ست!»

وي بعد از جمع كردن همه اصولگرايان متوهم و دچار سوءتفاهم (؟!) نتيجه مي‌گيرد: «همچنان‌که بارها نوشته‌ام: نه‌خیلی دیر؛ شاهد «ائتلاف‌های تازه در صحنه‌ی سیاسی ایران» خواهیم بود که نتیجه‌ی نهایی بازی را رقم خواهد زد. این‌بار؛ «ائتلاف نه به احمدی‌نژاد» [که از «مجاهدین خلق» تا «مجاهدین انقلاب اسلامی» و از «سلطنت‌طلبان» تا «حزب توده» و «مجمع روحانیون مبارز» و «روشنگران دینی» را شامل می‌شد] بازهم تکمیل‌تر خواهد شد و کسانی چون «آیت‌اله مصباح»، «حسین اله‌کرم» و «موتلفه» نیز به «ائتلاف شگفت‌آور و معماگونِ مزبور» افزون خواهند شد تا حجت بر «همه‌ی انسان‌های انقلابی» و «متوقف در گذشته» (همانطور که بر همه‌ی «انسان‌های مسالمت‌گرا» و «روبه‌آینده») تمام شده باشد. تا هریک بدانند که باید در کجا بایستند.»

اما شاهكار جعفري اينجاست كه پيش‌بيني مي‌كند: «به‌وضوح؛ آنچه در تمام دوسال گذشته وعده‌ می‌دادم، درحال مشاهده ‌شدن است. این‌که:

1) از میان «اسلامگرایانِ ظاهراً احمدی‌نژادی»: عده‌ای ریزش خواهند کرد و نخواهند توانست «تا آخر بایستند» چراکه «اساساً عدالت‌طلب نبودند، نیستند و نمی‌توانند باشند»

2) از میان «سبز سکولار»: با کنار رفتن برخی غبارها و شفاف‌ترشدن هرچه بیشتر صحنه؛ عده‌ای به «عدالت‌طلبان و آزادی‌خواهان» خواهند پیوست!»

*******************

شايد اينها را بگذاريد به حساب آرزوهاي دور و دراز يك نويسنده‌ي سكولار طرفدار احمدي‌نژاد، اما بايد اعتراف كرد كه نشانه‌هاي چنين تحليلي را مي‌توان در ميان اطرافيان رييس جمهور و خود رييس جمهور هم ديد. اتفاقا انتخابات آينده صحنه بروز چنين آرزويي است.

شايد بپرسيد احمدي‌نژاد كجا و سبزها كجا؟ بله باورش سخت است اما مگر قبلا شبيه اين را با چشم خود نديده‌ايم؟ آيا در انتخابات سال 84 باور كردني بود كه همه مخالفان و دشمنان هاشمي پشت سر او جاي بگيرند و از او حمايت كنند؟ مهم اين است كه آدم لاي منگنه قرار بگيرد!

به نظر من با يك تقسيم كار ساده همه چيز حل مي‌شود. احمدي‌نژاد و مشايي بارها تاكيد كرده‌اند كه فرقي با هم ندارند. احمدي‌نژاد پايگاه مردميش را دارد و مشايي هم به سراغ ديگران مي‌رود! آنچه را كه احمدي‌نژاد نمي‌تواند بگويد، مشايي مي‌گويد. آيا موضوعاتي مثل منشور كوروش، مكتب ايراني، جشن نوروز و دعوت و حمايت از هنرمندان و بازيگران و حتي روزنامه نگاران سبز، يك دفعه مثل قارچ در دولت دوم احمدي‌نژاد سربرآورده است؟

بعلاوه موضعگيري علما، مراجع، روحانيون و اصولگراها عليه دولت و مشايي مزيد بر علت مي‌شود كه اين جريان، از آن به نفع خود استفاده كند و خود را به عنوان جرياني مخالف و يا لااقل بي‌تفاوت و جداي از روحانيت و مرجعيت معرفي كند. چه پيامي بهتر از اين براي آنهايي كه حداقل‌ ِ خواسته‌شان همين است؟ نتيجه اينكه طبق اين تحليل، انتخابات آينده صحنه رويارويي همه از جمله روحانيت با احمدي‌نژاد و مشايي است! (البته ادعا نمي‌كنم كه تحليل آنها حتما به واقعيت تبديل مي‌شود، حرفم اين است كه آنها دنبال چنين برنامه‌اي هستند)

در انتخابات گذشته هم سياست تبليغاتي احمدي‌ نژاد القاء چنين دوگانه‌هايي بوده است. يعني همه در برابر احمدي‌نژاد. البته آنجا انتخابات را به دوگانه هاشمي – احمدي‌نژاد تبديل كردند و برنده ميدان شدند اما معلوم نيست كه انتخابات آينده فقط به دوگانه هاشمي – احمدي‌نژاد محدود شود. اگر مجبور شوند به سراغ دوگانه‌هاي ديگري هم خواهند رفت!

نشانه‌هاي چنين تحليلي امروز در رفتار اطرافيان رييس جمهور به وضوح ديده مي‌شود. ضمن اينكه آنها از همين الان و شايد از مدتها پيش استارت القاء دوگانه‌‌هاي جديد را هم زده‌اند كه نمونه‌اش را چند روز پيش شاهد بوديم!

مي‌شود خوشبينانه از كنار اينها گذشت و همه را يا به حساب تخيلات يك رمان نويس سكولار حامي احمدي‌نژاد گذاشت و يا به حساب دشمني من منتقد احمدي‌نژاد. اما يك چيز را مطمئنم: همان طور كه ابر ابهام كنار مي‌رود، آفتاب حقيقت هم به روي ما مي‌تابد…