بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘كروبي’

کروبی و موسوی نسخه‌های به روز شده بنی‌صدر و رجوی

۲۹ بهمن ۱۳۸۹ ۲۶۷ دیدگاه

من و همسن و سال‌های من شاید سال‌های اول انقلاب را با چشم خود ندیده باشیم اما از پدران و مادران و اطرافیان خود شرایط سخت آن روز‌ها را شنیده‌ایم .

به نظر من برای درک درست فتنه سبز، کافیست یک دوره آرشیو مطبوعات سال‌های اول انقلاب مخصوصا سال ۶۰ را مرور کنیم. سالی که فتنه‌گران به نام خلق ایران به خیابان‌ها می‌آمدند، علیه دیکتاتوری شعار می‌دادند و دقیقا همین رفتار امروز فتنه گران سبز را انجام می‌دادند. همین منطق، همین ادعاها، همین شعارها، همین اتهامات، همین توطئه‌ها، همین فرافکنی‌ها، همین مظلوم‌نمایی‌ها و …

دشمنان امروز امام و انقلاب، همان دشمنان دیروز امام و انقلاب هستند؛ یعنی همانهایی که در سی سال گذشته، حتی یک لحظه از دشمنی با ملت ایران دست بر نداشته‌اند. آمریکا، انگلیس، اسرائیل، سلطنت‌طلب‌ها، منافقین و …

فتنه‌گران ممکن است برای توجیه حمایت دولت‌های غربی از خود، ادعا کنند که سران فتنه از یاران امام هستند، اما مگر فتنه گران اول انقلاب، جزو یاران امام نبودند و یا چنین ادعایی نداشتند؟ یکی از مسائلی که ضمن مرور حوادث سال‌های اول انقلاب بدست می‌آید همین نکته است، اینکه بسیاری از آدم‌هایی که امروز به ضدانقلاب معروف و مشهورند، زمانی جزو انقلابیون بزرگ مملکت بودند. شاید خیلی انقلابی‌تر از امثال موسوی و کروبی و …

بنی‌صدر و رجوی و بازرگان و منتظری و قطب زاده و شریعتمداری و … از ابتدا مخالف امام نبودند و یا لااقل در افکار عمومی به چنین چیزی مشهور نبودند. برخی از این افراد همراه امام از فرانسه به ایران آمده بودند، برخی جزو رهبران اصلی انقلاب و جزو بزرگان و مسئولان نظام بودند.

شعار مرگ بر بنی‌صدر امروز برای مردم ایران عجیب نیست، اما فراموش نکنیم که بنی‌صدر اولین رییس جمهور بعد از انقلاب ایران بود که با حمایت میلیون‌ها ایرانی و بسیاری از مراجع و روحانیون و حتی برخی منسوبین بیت امام به قدرت رسیده بود اما بعد از گذشت دو سال از فردی محبوب به چهره‌ای منفور تبدیل شد!

بنی‌صدر ِ دیروز مثل موسوی ِ امروز به زعم خود علیه دیکتاتوری و استبداد و توقیف مطبوعات و نشریات و … اعتراض می‌کرد و ضدانقلاب هم برای حمایت از او به خیابان می‌آمد. عاقبت همه دشمنان امام و انقلاب از او حمایت کردند حتی بختیار! شباهت را ببینید : «حمایت آخرین نخست وزیر شاه از اولین رییس جمهور اسلامی ایران و حمایت بنی‌صدر از نخست وزیر مادام العمر امام؟!»

فتنه سبز از این جهت فرقی با فتنه منافقین در دهه ۶۰ ندارد. از یک طرف همه دشمنان تاریخی ملت ایران پشت سر آنها هستند و از سویی تمام جریان های ضدانقلابی که در طول سالهای بعد از انقلاب به ملت خود پشت کرده‌اند، امروز در زمره حامیان فتنه سبز قرار دارند. سلطنت‌طلبان، منافقین، توده‌ای‌ها، ساواکی‌ها، فدائیان خلق، گروهک‌های تروریستی دموکرات و کوموله، بهائیان و … (بالاخره این آدم‌ها و وابستگان و بازمانده‌های آنها بعد از سالها کینه و بغض نسبت به انقلاب اسلامی و امام، در شرایط و موقعیت مناسب، به خیابان می‌آیند)

امام خمینی برای رفع فتنه‌های دهه اول انقلاب، از صبر، نصیحت، گذشت زمان و افزایش بصیرت مردم استفاده ‌کرد. امام تا مدتها از در نصیحت وارد ‌شد و از مردم می‌خواست که هوشیار باشند و فتنه‌گران را خوب بشناسند و در نهایت با عوامل فتنه برخورد ‌کرد و قاطعانه در برابر آنها ‌ایستاد. مردم هم در حمایت از امام و انقلاب، به خیابان‌ها آمدند و بساط فتنه‌گران را جمع کردند.

این نشان می‌دهد که در فتنه‌های اول انقلاب، عموم مردم ایران کاملا گوش به فرمان امام بودند نه گوش به فرمان ضدانقلاب و منافقین. سوابق و مسئولیت‌های افراد هرگز اعتقاد مردم نسبت به رهبری و ولی فقیه را کمرنگ نکرد. چون سوابق افراد هر اندازه هم که بزرگ و قابل احترام باشد، ملاک درستی برای حقانیت و نزدیکی به خط امام نیست.

رهبر معظم انقلاب هم در دو سال گذشته، بارها سعی کردند زوایای مختلف فتنه را هم برای مردم و هم برای خود فتنه‌گران تبیین کنند. ایشان برخلاف تندروی برخی افراد، سعی کردند راه بازگشت را برای معترضان باز نگه دارند و به دیگران هم سفارش می‌کردند که همه آدم‌ها را نباید از نظام و انقلاب راند، مگر آنکه خودشان بخواهند!

در جریان فتنه سال گذشته، بهانه‌ی ابتدایی فتنه‌گران، ادعای تقلب در انتخابات بود اما به تدریج شعارهای دیگری مطرح شد و آنها علنا و صراحتا در برابر آرمان‌های اصلی امام ایستادند و علیه جمهوری اسلامی، سیاست‌های نظام و ولایت فقیه شعار دادند.

البته در میان جریان فتنه، گروه‌های مختلفی حضور داشتند که شاید اصلا به این شعارهای انحرافی عقیده نداشتند، اما «منافع مشترک؟!» با دیگر بخش‌های جریان فتنه، آنها را تا حد سکوت و یا حتی رضایت نسبی از این شعارهای انحرافی همراه کرد!

صبر و استقامت و گذشت زمان و تبیین عمق فتنه، مردم را روز به روز نسبت به عمق فتنه آگاه‌تر کرد؛ اما حادثه عاشورای سال گذشته، نقطه‌‌ی عطفی بود که حد و مرز فتنه گران را تا حدود زیادی برای افراد غافل هم مشخص کرد. به همین علت ۹ دی روز تاریخی فریاد و خشم مردم و روز بیداری برخی افراد ساکت در برابر فتنه گران بود.

حادثه ۲۵ بهمن هم چیزی شبیه روزعاشوراست. این بار حتی برای بخش‌هایی از اصلاح طلبان نیز مشخص بود که همراه نشدن با مردم در روز ۲۲ بهمن و درخواست مجوز برای تجمعی جداگانه در روز ۲۵ بهمن، یعنی اعتراف علنی سران فتنه به جدایی از نظام و مردم و همراهی با ضدانقلاب و سقوط همیشگی و راه بی‌بازگشت.

از این جهت، حادثه ۲۵ بهمن، اگر چه با شانتاژ رسانه‌ای و جنجال تبلیغاتی ضدانقلاب و دشمنان ایران همراه بود، اما موجب شد بخش‌هایی از اصلاح‌طلبان و افرادی که به هر علت تاکنون سکوت کرده بودند، سکوت خود را بشکنند و به صراحت علیه سران فتنه موضع بگیرند. (مثل روزهایی که حامیان بنی‌صدر علیه او موضع می‌گرفتند)

امروز وضعیت موسوی و کروبی شبیه روزهای آخر عمر سیاسی بنی‌صدر و رجوی در جمهوری اسلامی است. مثل روزی که امام خمینی علی‌رغم همه صبر و تحمل بر جفاهای بنی‌صدر و ضدانقلاب، آنها را برای همیشه کنار گذاشت. هر کسی که قلبش فقط ذره‌ای برای انقلاب و امام بتپد، هیچگاه از این مسائل خوشحال نمی‌شود، همچنانکه برای امام هم جدایی و سقوط همراهان تلخ بود، اما  وقتی خود بنی صدر و رجوی و موسوی و کروبی و …، به نصایح امام و رهبری توجه نمی‌کنند، چه می‌شود کرد؟

**********************************

تصاویری از آرشیو مطبوعات خرداد و تیر سال ۶۰

برای مشاهده عکس با کیفیت بهتر، روی آن کلیک کنید

آیت الله موسوی اردبیلی: هیچ نظامی توطئه را تحمل نمی‌کند

اعتراض بنی صدر به توقیف نشریات ضدانقلاب

ادامه ی نوشته