بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘نهضت آزادي’

چه کسانی از فرزند امام، انتقام گرفتند؟

۱۵ خرداد ۱۳۸۹ ۳۷۰ دیدگاه

۱۴خرداد امسال، یک متن داشت و یک حاشیه. متن اصلی مراسم  امسال، حضور میلیونی مردم و سخنان مهم و صریح رهبر معظم انقلاب و تبیین خصوصیات و ویژگی‌های راه امام بود. حاشیه مراسم امسال را هم می‌توان، شعارهای مردم هنگام سخنرانی سید حسن خمینی دانست. بعد از برگزاری این مراسم باشکوه، به نظر می‌رسد بعضی‌ها بدشان نمی‌آید که جای این متن و حاشیه را با هم عوض کنند.

من شخصا از اتفاقی که در موقع سخنرانی سید حسن خمینی رخ داده، ناراحتم. کاری به تحلیل‌ها و صحبت‌های دیگران و دوستانم ندارم، اما این ماجرا می‌توانست به اینجا ختم نشود. البته منظورم این نیست که به سید حسن خمینی هیچ انتقادی ندارم. کسی مثل او که خودش را در کنار برخی افراد و برخی جریان‌ها قرار می‌دهد و عکس دیدارش با سران فتنه، کمی پیش از مراسم سالروز رحلت امام، همه جا منتشر می‌شود، باید منتظر چنین اعتراض‌هایی هم باشد.

با مظلوم‌نمایی و مقدس کردن سید حسن خمینی هم مخالفم. علی‌رغم همه این مظلوم‌نمایی‌ها، مردم اهانتی به شخص سیدحسن خمینی نکردند و شعارهای مردم، فقط انتقادی بود از عملکرد و رفتار سید حسن در ماه‌های گذشته. اما چه کنیم که با جماعتی روبرو هستیم که از یک سو ادعا می‌کنند هیچ کس و هیچ چیز مقدس نیست و همه قابل نقد هستند، و از سوی دیگر خودشان در مقدس کردن، تحریک احساسات و مظلوم‌نمایی هنرمندند؟!

در این میان، واکنش آنهایی جالب است که در صدای آمریکا نشسته‌ و دایه‌ی مهربان‌تر از مادر شده و این‌بار برای مظلومیت نوه امام، اشک تمساح ریخته‌اند! گویا باز هم جای شاکی و متهم عوض شده است. جالب اینجاست که امروز کسانی طلبکار شده‌اند که خود بدترین و بیشترین اهانت‌ها و انتقادها را به امام و فرزند امام روا داشته‌اند. کسانی به مظلوم‌نمایی‌ روی آورده و این مظلوم‌نمایی‌ را به حد اعلی خود رسانده‌اند که در ادبیات دینی، اعتقادی و سیاسی خود، حتی به نقد پیامبر و امام معصوم نیز قائل هستند و این روزها از ضرورت نقد امام خمینی دم می‌زنند، اما اکنون آه و ناله براه انداخته‌اند که ای داد و بی‌داد بعد از ۲۰ سال به نوه خمینی اهانت شد!

البته شخص سیدحسن خمینی هم در به راه افتادن این مظلوم‌نمایی بی‌تقصیر نبود. او هم وقتی واکنش مردم را دید، اظهار داشت که «هنوز ۲۰ سال از رحلت امام نگذشته است!» این جمله یعنی خود را مقدس دانستن و غیرقابل نقد فرض کردن. اولا این جمله را کسی می‌تواند بگوید که ناجوانمردانه مورد حمله و اهانت مردم قرار گرفته باشد. از سید حسن خمینی که برخلاف وصیت امام و سیداحمد خمینی و برخلاف نصایح صریح رهبری، هنوز هم همراه سران فتنه قدم برمی‌دارد، این سخن قابل قبول نیست و جز مظلوم‌نمایی معنای دیگری ندارد. ثانیا چرا بعد از ۲۰ سال، مگر خود امام در زمان حیاتش با برخی اطرافیان و بستگانش برخورد نکرد؟

ضمنا بهتر است ببینیم چه کسانی حقیقتا بعد از رحلت امام، از فرزندش انتقام گرفتند؟ چه کسانی ناجوانمردانه به فرزندش اهانت کردند و انواع و اقسام دروغ‌ها را به او نسبت دادند؟ جز نهضت آزادی و ملی‌گراها و نزدیکان آقای منتظری؟ مگر این نهضت آزادی نبود که نامه امام را به محتشمی، ساخته و پرداخته مرحوم حاج سید احمد خمینی می‌دانست؟ مگر آقای منتظری و نزدیکان ایشان نبودند که برکناری منتظری را به حاج سید احمد نسبت دادند؟ مگر هنوز چنین ادعایی ندارند؟

امام خمینی همه اینها را به خوبی می‌دانست و به همین علت نگران انتقام دشمنان و منافقان از فرزندش بود. البته امام هرگز نگفت چون احمد فرزند من است از او انتقام می‌گیرند. امام در یکی از نامه‌هایش که بعد از رحلتش و حتی بعد از رحلت حاج سید احمد خمینی منتشر شد، می‌نویسد: «اینجانب در پیشگاه مقدس حق شهادت می‌دهم که از اول انقلاب تاکنون و از پیش از انقلاب در زمانی که وارد این نحو سیاسی شده است، از او (سید احمد خمینی) رفتار یا گفتاری که برخلاف مسیر انقلاب اسلامی ایران باشد، ندیده‌ام و در تمام مراحل از انقلاب پشتیبانی نموده و در مرحله پیروزی شکوهمند انقلاب، معین و کمک کار من بوده و است و کاری که برخلاف نظر من است انجام نمی‌دهد و در امور مربوطه چه در اعلامیه‌ها و یا ارشاد‌ها بدون مراجعه‌ی به من تصرف و دخالت نمی‌کند حتی در الفاظ اعلامیه‌ها بدون مراجعه دخالت نمی‌کند و اگر در امری نظری دارد تذکر می‌دهد که تذکراتش نیز صادقانه و برخلاف مسیر انقلاب و مصلحت نیست و من اگر تذکراتش را نپذیرم تخلف از قول من نمی‌کند و من نیز اگر حرفش را صحیح دیدم قبول می‌کنم و امیدوارم حرف صحیح را از همه کس قبول کنم.»

از این عبارات مشخص می‌شود که معیار امام برای قدردانی از فرزندش، نه صرفا روابط خانوادگی که همراهی او با انقلاب اسلامی و در خط امام بودن وی است و اینکه هرگز کاری برخلاف امام انجام نداده است. (آیا دلیل اعتراض مردم به سید حسن خمینی هم همین است؟) بنابراین دلیل انتقام دشمنان از فرزند امام هم نمی‌تواند مسائل خانوادگی باشد. دلیل کینه‌ها، فقط و فقط همراهی حاج احمد خمینی با انقلاب و رهبر زمانه‌اش بود: «او هیچگاه از خط انقلاب و اسلام خارج نبود و بالاخره اگر بواسطه انتقامجویی از من، پس از من گروه‌هایی به مخالفت او برخاستند من دین خود را به او به عنوان یک مسلمان و یک رحم ادا کردم و خداوند تبارک و تعالی حاضر و ناظر است و من امیدوارم که احمد به  خدای تبارک و تعالی اتکال نماید و از غیر او از هیچکس نهراسد و در خدمت به خالق و خلق بواسطه تهمتها و مخالفتها به خود تزلزل و تردید راه ندهد و در خدمتها از خداوند متعال چشمداشت داشته باشد و برای به دست آوردن هیچ مقامی قدم برندارد…»

البته خود حاج احمد خمینی هم وقتی انتقام دشمنان امام را دید، مظلومانه از خودش دفاع کرد. وی در نامه‌ای به عمویش آیت الله پسندیده، به اتهامات بی‌اساس نهضت آزادی و ملی‌گراها اینچنین پاسخ داد:«آنان بعد از انقلاب لحظه‌ای در کنار امام نماندند. متلک و فحش و ناسزا به امام از کارهای رایج این از خدا بی‌خبران بود. تنها یکی از کارهای آنها را برایتان می‌فرستم، تا خود قضاوت فرمایید. اینان اعلامیه‌ای را که امام (قدس سره) با خط مبارکشان خطاب به آقای محتشمی نوشته‌اند، مجعول دانسته و در عین اینکه نسبت جعل را مستقیماً به من نداده‌اند ولی با قراردادن خط من بالای نامه امام به آقای محتشمی، جعل را از من دانسته‌اند و خطی از امام که شعر: «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم» است را آورده‌اند و ادعا کردند که خط امام این است، در صورتی که حضرت امام (قدس سره) در موقع قدم زدن شعر می‌گفتند و خط مذکور، خط امام در موقع راه رفتن و یا ایستاده است. از این گذشته اینقدر خط امام روشن است که احتیاج به این حرفها ندارد. من یک صفحه از وصیت نامه امام و نامه مورد بحث را می‌فرستم، خود قضاوت فرمایید آیا من اینقدر بی‌دین و بی‌عقل هستم که چیزی، آن هم چنین مسأله مهمی را به امام نسبت دهم و از آتش قهر خدا در دنیا و آخرت نترسم. اگر من بناست بدین خاطر جهنمی شوم چرا چیزی را که به نفع خودم است به امام نسبت ندهم؟»

علاوه بر نهضت آزادی، حامیان آقای منتظری هم که کینه امام و فرزندش را در سینه داشتند، به حاج سیداحمد تهمت زدند که نامه برکناری منتظری را او جعل کرده است! بعدها دروغ دیگری ساختند و ادعا کردند که سیداحمد از جعل خط امام و از نوشتن رنجنامه‌ی معروش پشیمان شده است! آیا اینها انتقام گرفتن از فرزند امام نیست؟

این دروغ‌ها البته در زمان اصلاحات به اوج خودش رسید و بارها تکذیب شد اما دشمنان امام، هرگز از دروغ گفتن خسته نشدند. خوشبختانه موسسه تنظیم و نشر آثار امام در همان سال‌ها در جوابیه‌ای تصریح کرد که حاج سید احمد، رنجنامه را مستند به اسناد و مدارک غیر قابل خدشه منتشر ساخت و تا پایان عمر نیز هیچگاه از موضع و اقدام خویش پشیمان نبود بلکه به همراهیش با امام و عدم تغییر مواضع به خاطر مصلحت اندیشیهاى مقطعى، افتخار مى‏کرد.

از همه مهمتر خود حاج سید احمد خمینی در وصیت‌نامه‌اش به صراحت تاکید کرده است که «بین خود و خدای خود رضایت کامل دارم که تمام تلاشم برای تقویت اسلام و نظام و امام بوده است و از این جهت در آرامش کامل بسر می‌برم… من در جهت مصلحت امام، به هیچ فرد و گروهی رحم نکرده‌ام و خیلی‌ها را در این راستا رنجانده‌ام که هنوز هم ازاین جهت ناراحت نیستم!»

از دروغگویان و منافقان و دشمنان امام انتظاری نیست که این روزها مظلوم‌نمایی نکنند، اتفاقا آنها باید از این آب گل‌آلود ماهی بگیرند. اما بد نیست مدعیان خط امام و خود سیدحسن خمینی لحظه‌ای بنشینند و همه این ماجراها را مرور کنند و ببینند چه کسانی حقیقتا از فرزندان امام خمینی انتقام گرفته‌اند؟ و ببینند دلیل آن انتقام‌ها چه بوده است؟ و سرانجام ببینند آن انتقام‌جویان امروز کجا قرار دارند و همراه چه کسانی هستند؟!

لینک های مرتبط:

متن نامه حاج احمد خمینی به آیت الله پسندیده در خصوص نهضت آزادی

پاسخ موسسه تنظیم و نشر آثار امام به دروغ‌های منتشره درباره حاج احمد خمینی

دروغ های باند سید مهدی هاشمی درباره حاج احمد خمینی

حاج احمد خمینی، حامی امام یا منتظری؟

بخش هایی از وصیت نامه حاج احمد خمینی به سید حسن

وقتی نوه‌ای عزیزتر از پدربزرگ و پدر می‌شود!

مدعیان خط امام، نگران فراموشی عکس نوادگان امام