بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘9 دي’

نه دی، روز پیروزی مردم

آقای دژاکام موجی وبلاگی به راه انداخته درباره روز تاریخی ۹ دی و از من هم دعوت کرده است که در این خصوص مطلبی بنویسم. جرقه این موج وبلاگی، بعد از سخنان اخیر رهبر انقلاب در جمع اعضای ستاد بزرگداشت روز ۹ دی زده شد.

جان کلام این سخنان، تاکید بر نقش «حضور مردم» در رفع مشکلات و موانع پیش روی انقلاب و نظام است. در حقیقت راز ماندگاری ۹ دی هم همین مردمی بودن آن است. بعد از این روز تاریخی، خیلی‌ها سعی کردند به یک طریقی این حضور مردمی را زیر سوال ببرند. با تحقیر و تمسخر مردم و حتی توسل به کیک و ساندیس! عده‌ای هم که نمی‌توانستند اصل حضور مردم را منکر شوند، به آمار و احتمالات و متر کردن خیابان‌ها و تخمین زدن جمعیت‌ و این قبیل رویاپردازی‌های کودکانه روی آوردند تا لااقل گستردگی حضور مردم را کم کنند. همه‌ی این دست و پا زدن‌ها، یک دلیل داشت: عصبانیت از حضور مردم.

البته کمیت و کیفیت این حضور نه نیازی به ارائه آمار از طرف ما دارد و نه از طرف مخالفان. در عظمت آن همین بس که بعد از چند ماه آشوب و قانون‌شکنی، بساط فتنه‌گری هم جمع شد. رهبری در سخنان خود به نکته مهمی اشاره کردند که «این فتنه، صرفا منحصر به حضور عده‌ای افراد در خیابان‌ها نبود، بلکه ناشی از یک بیماری بود که با اقدامات سیاسی و امنیتی قابل دفع شدن نبود و به یک حضور عظیم مردمی نیاز داشت، که چنین هم شد.»

چرا بیماری؟ و چرا حضور مردم مهمتر از اقدامات سیاسی و امنیتی بود؟

فتنه سال ۸۸ از اعتراض ظاهری به نتیجه‌ی انتخابات شروع و به عرصه‌ای برای عقده‌گشایی رسمی همه عناصر و عوامل ضدانقلاب تبدیل شد. این بهانه‌ را کسانی فراهم کردند که خودشان سال‌ها سیبل حمله و دشمنی ضدانقلاب بودند ولی نیاز مبرم آنها به سیاهی لشگر و حضور خیابانی، دشمنی‌ها را به دوستی و یا بی‌تفاوتی تبدیل کرد و پارچه سبزی که قرار بود نماد مظلومیت اهل بیت باشد، پیوند دهنده‌ی جماعتی متناقض شد. لائیک و سکولار و بی‌دین و ضددین و ضدخدا و منافق و سلطنت‌طلب و بهایی و البته بخشی هم خط امامی و اصلاح‌طلب!

جدا کردن این ترکیب عجیب و غریب کار آسانی نبود. همه اینها ادعا می‌کردند که مردمند و به بهانه اعتراض به نتیجه انتخابات به خیابان آمده‌اند. درست مثل روزها و ماه‌های اول انقلاب که همه مخالفان انقلاب و فتنه‌گران خیابانی ادعا می‌کردند مردمی هستند که برای نجات انقلاب به خیابان آمده‌اند!

طبعا برخورد با این جماعت برخورد با مردم عادی تلقی و بلافاصله از طریق رسانه‌ها و بوق‌های تبلیغاتی به دنیا مخابره می‌شد. تنها جایی که تا حدودی حرکت معترضان رنگ مردمی داشت، راهپیمایی روز ۲۵ خرداد بود که البته همان هم غیرقانونی و بدون مجوز و براساس فرضیاتی دروغین مثل «حماسه خس و خاشاک!» برگزار شد و علی رغم همه ادعاها مبنی بر راهپیمایی آرام و سکوت، زمینه ساز خشونت و ناآرامی بود.

ضمن اینکه بهانه‌ی اعتراضات هنوز انتخابات بود و برای روشن شدن چهره‌ی فتنه‌گران وقت زیادی لازم بود.

رهبر انقلاب از ابتدا ضمن احترام به آرای مردم، بنا را بر همکاری با معترضان و شنیدن صدای آنها گذاشتند. هم با نامزد معترض دیدار کردند و هم دلائل و مستندات نمایندگان نامزدهای مختلف را شنیدند و هم با تمدید مهلت رسیدگی به شکایات موافقت کردند و از شورای نگهبان خواستند که به دقت به این شکایات رسیدگی کنند. ایشان از همان ابتدا معترضان را از آشوبگران جدا کردند و به خود موسوی هم گفتند که «جنس شما با این گونه افراد متفاوت است و لازم است کارها را با متانت و آرامش پیگیری کنید»

ولی در مقابل موسوی و اطرافیان او بنای کار خود را دقیقا بر همان رفتار غیرقانونی و آشوبگرانه گذاشتند. اشتباه بزرگ این آدم‌ها این بود که تصور می‌کردند همه آن ۱۴ میلیون (یا لااقل نیمی از آن جمعیت) در حمایت از موسوی به خیابان می‌آیند!

من قبلا در مطلبی به ترکیب آرای موسوی اشاره کرده‌ام. این آرا مربوط است به ترکیبی از طیف سنتی اصلاح‌طلب و چپ، اصولگرایان منتقد و مخالف احمدی‌نژاد، مردمی که هنوز در خاطرات دوران نخست‌وزیری موسوی بودند و البته بخشی از مخالفان و منتقدان نظام!

ترکیب حامیان قبل از انتخابات فرق‌های زیادی با بعد از انتخابات دارد. محال است اصولگرای منتقد احمدی‌نژاد، به خاطر موسوی به خیابان بیاید و به فتنه‌گری مشغول شود. آن‌هایی هم که صرفا به خاطر علاقه به نظام و انقلاب و خاطرات دهه ۶۰ به موسوی رای داده بودند، همینطور. از میان اصلاح‌طلبان نیز چهره‌های زیادی به تدریج راهشان را از موسوی جدا کردند. این روند مخصوصا بعد از خطبه‌های رهبری در نماز جمعه ۲۹ خرداد روشن‌تر شد.

بنابراین موسوی در میان حامیان خود با ریزش‌ها و رویش‌هایی همراه بود. مردم، انقلابیون، اصولگرایان و بخش زیادی از اصلاح‌طلبان از موسوی جدا و در مقابل طیف‌های مختلف ضدانقلاب (چه آنهایی که رای داده بودند و چه آنهایی که اصلا رای نداده بودند) به موسوی و سایر یاران او پیوستند و فتنه واقعی شکل گرفت. در حقیقت با جدا شدن مردم، اعتراضات خیابانی به جنگ مجازی و رسانه‌ای تبدیل شد؛ هرچند گاهی هم در حاشیه‌ی مناسبتی و یا تظاهراتی، عده‌ای خلاف جریان مردم شنا می‌کردند که حوادث روز قدس و روز عاشورا از این جنس هستند.

بیماری یعنی همین. یعنی غبارآلود شدن فضا. یعنی شنیدن صدای ضدانقلاب از اردوگاه انقلاب. یعنی شنیدن صدای مخالفان امام از مدعیان خط امام! یعنی تغییر ناگهانی شعارها و آرمان‌ها و سر برآوردن عقده‌های کهنه و پنهان. یعنی علم کردن سابقه و لقب و اعتبار و نام و عنوان برای به چالش کشیدن اصل نظام. یعنی به نام نظام و انقلاب و امام و به کام دشمنان نظام و انقلاب و امام.

به هرحال برخورد با این فتنه کار آسانی نبود. برخورد با عناوین و القاب و سابقه‌ها هم همین‌طور. نیاز به گذشت زمان داشت و نگاه جامع و فراگیر و تصمیم و برخورد غیراحساسی. قطعا اشتباهاتی صورت گرفت. بالاتر از اشتباه، جنایتی مثل کهریزک هم. آدم‌های زیادی هم صدمه دیدند (چه با گناه و چه بی‌گناه) ولی هیچکدام اینها باعث نشد که مردم متوجه اصل ماجرا نشوند.

خیلی سعی کردند طوری وانمود کنند که گویا مردم در برابر مردم ایستاده‌اند، اما واقعیت مساله این نبود. رنگ و بوی فتنه اصلا مردمی نبود. نهایت عرضه مخالفان، عرض اندام در چند خیابان تهران و چند نقطه محدود در دو سه شهر بزرگ بود. هرگز نتوانستند موجی مردمی را در کشور به راه بیندازند. چون جنس و ریشه و خاستگاه فتنه اصلا مردمی نبود. به همین علت خیلی راحت با حضور تاریخی و حماسی مردم در ۹ دی سال ۸۸ جمع شدند.

البته مهمتر از حضور کمی، کیفیت این حضور بود که مردم سی سال بعد از پیروزی انقلاب، دقیقا با همان شور و احساسات و با همان شعار و شعور برای دفاع از اصل نظام و رهبری به خیابان‌های سراسر کشور آمدند.

پی نوشت اول: یک نکته مهم در سخنان اخیر رهبری، تاکید بر جنبه‌های غیرشعاری و توجه به عمق شعارهای اصلی مردم است. مردم برای دفاع از نظام منتظر کسی نماندند، پس خوب است که دیگران هم شعارهای مردم را به نفع خود و جبهه‌ی خود مصادره نکنند!


پی نوشت دوم: فتنه سال۸۸ تمام شد. فتنه‌ای که به هرحال هزینه‌هایی هم برای ما داشت. خوب است به گذشته برگردیم. اگر اشتباهی مرتکب شدیم، اگر برخورد بدی با کسی داشتیم، اگر با برخورد بد خود، منتقدی را به مخالف تبدیل کردیم، به فکر جبران آن هم باشیم. البته  این اما و اگرها، به معنی توجیه رفتار معترضان و فتنه‌گران نیست. آنها که از اول مخالف نظام بودند کاری به رفتار خوب و بد ما ندارند، ولی عده‌ای هم هستند که … پس بنا را بر جذب حداکثری و دفع حداقلی بگذاریم.

لینک های مرتبط:

حماسه «نهم دی ماه» در کلام رهبر معظم انقلاب

باز هم مردم ایران  یادداشتم بعد از راهپیمایی تاریخی ۹ دی در قم

عکس: عصبانیت فتنه گران از حضور مردم در ۹ دی  یادداشت ۱۰ دی ۸۸

عکس: عصبانیت و توهین سایت خودنویس به مردم ۱۴ دی ۸۸

۹ دی و پایان توهم «اکثریت» ِ اقلیت   ۸ دی ۸۹